شعر چیست؟

شعر چیست

یکی از سوالات اولیه که ذهن شاعران بزرگ و کوچک را درگیر کرده است این است که شعر چیست؟

تعریف هر چیز از تصویر ذهنی مشترک افراد نسبت به آن شکل می گیرد. تصویر ذهنی ما از هنر (و اختصاصا شعر) جدا از بخش مادی و عینی آن، و با توجه به درک بخش معنوی آن شکل گرفته است. پس بی راه نیست اگر بگوییم واژه ی هنر و شعر “اسم معنی ” هستند و اسم معنی نیز اغلب از طریق درک حسی شناخته می شود؛ و نمی توان تصویر ذهنی واحدی برای آن متصور بود. به همین دلیل است که شاعران اغلب تعاریف مختلفی از شعر بیان کرده اند.

برای نمونه چند تعریف از شاعران بزرگ ایران و جهان ذکر می کنم:

شمس قیس رازی:

شعر سخنی است اندیشیده، مرتب، معنوی، موزون، متکرر، متساوی که حروف آخرین آن به یکدیگر مانند است.

ابن سینا:

شعر کلامی است مخیل، ترکیب شده از اقوالی که در وزن متفق، و متساوی و متکرر باشند و حروف خواتیم آن متشابه باشند.

خوا جه نصیر طوسی:

شعر به نزد منطقیان، کلام مخیل موزون باشد و در عرف جمهور کلام موزون و مقفا.

عین القضات همدانی:

شعر آیینه ی تاملات عواطف و روح انسان است و به تعبیری شعر محک و نقد حال خویش است.

اخوان ثالث:

شعر بی تابی شاعر در پرتو شعور نبوت است.

دکترمحمد رضاشفیعی کدکنی:

شعر حادثه ای است که در زبان روی می دهد و در حقیقت، گویندهء شعر با شعر خود، عملی در زبان انجام می دهد که خواننده، میان زبان شعری او، و زبانی روزمره و عادی تمایزی احساس می کند… شعر گره خوردگی عاطفه و تخیل است که در زبان آهنگین شکل گرفته باشد.

رضا براهنی:

شعر زائیده ی بروز حالتی ذهنی است برای انسان در محیطی از طبیعت بدین نحو که شاعر با اشیاء و محیط خود, نوعی رایطه ذهنی برقرار می کند و این رابطه به نوبه خود رابطه ای روحی است بدین معنا که اشیاء حالت فیزیکی ومادی خویش را از دست داده و بخشی از احساس و عاطفه و اندیشه شاعر را به عاریه می گیرند… شعر فشرده ترین ساخت کلامی است. شعر، جاودانگی یافتن استنباط احساس انسان است از یک لحظه از زمان گذرا، در جامهء واژه ها

شوپنهاور:

به کارانداختن تصورات به کمک واژه را شعر می گویند.

مایاکوفسکی:

شعر یعنی سفر به کشوری سراسر ناشناس.

شلی:

شعر تصویر محض حیات است که بصورت حقیقتی جاودانه ، بیان می شود.

ویکتور شکلوفسکی:

شعر رستاخیز کلمات است.

اکتاویو پاز:

شعر پلی میان تاریخ و حقیقت، راهی به سوی این یا آن نیست. شعر دیدن آرامش در جنبش است.

رابرت فراست :

شعر نوعی اجرا به وسیله کلمات است.

رولان بارت:

شعر رهایی انسان از اقتدار زبان است.

ناباکوف:

شعر و زبان شعر ادبیات جادوست.

همچنین در تعریف شعر چیست در ویکی پدیا آمده است:

شاعران و منتقدان، تعریف‌های گوناگون و بی‌شماری از «شعر» ارایه داده‌اند. در تعریف‌های سنتی دربارهٔ شعر کهن فارسی، ویژگی اصلی شعر را موزون و آهنگین بودنِ آن دانسته‌اند. در تعریف‌هایی دیگر، با دانش، فهم، درک، ادراک و وقوف یکی انگاشته شده‌است.

شعر از نگاه من:

همانطور که قبلا ذکر شد هر فرد نسبت به موقعیت زمانی و مکانی خاص خود می تواند تعریفی اختصاصی از شعر ارائه دهد. تعریف من از شعر بنا بر تعریفی اختصاصی از هنر شکل گرفته است. می توان به طور کلی هنر را ” بیان متعالی احساسات” نامید.

این دید به هنر تا حدودی به نگاه لئو تولستوی در کتاب “هنر چیست” شباهت دارد. به ضمیمه ی آنکه هنر را نه تنها تجلی تمام و کمال احساسات بلکه فوران آن می داند که منجر به الهامی خواسته یا ناخواسته برای خلق یک اثر هنری می شود.

در واقع زمانی، سطح بروز احساسات به جایی می رسد که دیگر نمی تواند به طور مستقیم به بیان و ابراز خود بپردازد. زمانی که شخص نیاز مبرمی به  تخلیه ی حسی دارد ؛ ولی اشیا اطراف وی به طور طبیعی ظرفیت پذیرش چنین بار حسی را ندارند. پس به خلق اثری هنری دست می زند. شعر نوعی هنر ادبی محسوب می شود که در آن کلمات وظیفه ی انتقال احساسات را به دوش می کشند.

از این رو می توان شعر را “بیان متعالی احساسات در غالب کلمات” نامید. در این تعریف به کلیدی بودن نقش کلمات در شعر اشاره شده است. ژان پل سارتر در مقاله ی “شعر چیست” از کلمه به عنوان “کلمه شیئ” یاد می کند. از این رو می توان این تعریف را مختص شعر نامید. نثر نیز از کلمه تشکیل یافته است.

ولی در شعر کلمات دیگر همچون نثر علائمی قراردادی نیستند. بلکه نگاه شاعر به واقعیت آن کلمه معطوف شده است و هر کلمه خود در نقش یک شیئ ظاهر می شود. در واقع می توان کوچکترین واحد تشکیل دهنده ی یک شعر را “کلمه” نامید. ولی کوچکترین واحد تشکیل دهنده ی نثر “جمله” است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *