گاوخونی

میکروفن جیغ می شود از من

بین مستی و رقص کاباره

من سرم درد می کند آقا

بوسه ی نانجیب خمپاره

 

از « جمیله »… و تانکها داغم

حجم آتش هنوز سنگین است

روی سِن بندری که می رقصد

رقص هایش چقدر غمگین است

 

بچه ها را ببین ، به شَط زده اند

آخر قصه را که می دانی

بس کن این نوحه را « کویتی پور»

« لب ِکارون » چرا نمی خوانی؟!

 

دل سنگر به شور افتاده

–  حاجی امشب چرا « یساری » نیست؟

از شلمچه جواد می میرد

مرگ آهنگ لاله زاری نیست !

 

از لب بوفه سوزن ترکش

بدنت را به دردها می دوخت

جای زخم گلوله ها هر شب

مثل طعم عرق سگی می سوخت

 

آخرش از تو انقلابی شد

گفتی از بوی جنگ هم مستند

قطعنامه تمام مسئله بود

در کاباره را ببین ، بستند

 

از گذشته بگو که چی مانده

جز همین خاطرات تکراری

من سرم درد می کند آقا

توی جیبت مُسکنی داری؟

 شاعر: محسن عاصی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *