خون

این جستار شامل 11 پاسخ ، و دارای 6 کاربر است ، و آخرین بار توسط

 
مشارکت کننده
در 4 روز، 4 ساعت پیش بروز شده است.

  • نویسنده
    نوشته ها
  • #275

    مشارکت کننده

    از واژه های سرد غزل خون چکیده است
    از شعر سر شکافته ؛ مضمون چکیده است

    باریده از زمین و زمان سوی آسمان
    باران از ابر فاجعه وارون چکیده است

    در کنج چشم نقشه‌ی جغرافیای ما
    اروند اشک ریخته ، کارون چکیده است !

    اشکی نمانده خرج تن نخل ها شود
    از دیده‌ی فلک زده هامون چکیده است

    خون چکه چکه از در و دیوار سنگری
    افتاده در حریق شبیخون چکیده است

    از استخوان پیکر سرباز زیر تانک
    باران شکفته لاله‌ی گلگون چکیده است

    این چند تکه خاطره این چند استخوان
    لیلا است از جزیره‌ی مجنون چکیده است

  • #278

    مشارکت کننده

    سلام امین عزیز
    استعداد و توانایی تون در شعر قابل تحسینه.
    لطفا جهت جلوگیری از سرقت ادبی پروفایلتون رو تکمیل کنید
    با تشکر

    • #352

      مشارکت کننده

      ممنون لطف دارید . ممنون که خوندید.
      چشم انجام شد .

  • #282

    مشارکت کننده

    درود
    بسیار عالی بود
    اما من در بیت آخر متوجه معنی ” چکیدن لیلی از جزیره مجنون ” نشلطفا در این مورد توضیح بدید .

    • #286

      سرپرست کل

      سلام. بنده هم با نظر خانم Aurora موافقم. بیت آخر هیچ تشبیهی برای توانایی خاطره یا استخوان در امر چکیدن صورت نگرفته.
      می شد با تغییری کوچک این تشبیه رو ملموس تر کرد. مثلا:

      این چند قطره خاطره این چند استخوان
      لیلا است در جزیره‌ی مجنون چکیده است

      لطفا پروفایلتون رو تکمیل کنید تا شعرتون در صفحه اینستاگرام انجمن منتشر بشه.
      با تشکر

      • این پاسخ 2 هفته، 2 روز پیش توسط  admin اصلاح شده است.
    • #355

      مشارکت کننده

      ممنون از نظرتون ، پیشنهاد خوبی ، مرسی ، لحاظ کردم ، پروفایلم هم تکمیل کردم ،ممنون از شما 🌹

    • #353

      مشارکت کننده

      درود بر شما ، ممنون که خوندید ، تخیل شاعرانه بوده به نوعی که توصیف کنه که اولا شهید لیلاس و خاک٬ مجنون شهدا ، و این که شهدا قطره قطره از این خاک خونشون بیرون چکید …

  • #290

    مشارکت کننده

    دوس داشتنی بوذ

    • #356

      مشارکت کننده

      ممنون از مهرتون

  • #295

    مشارکت کننده

    شعر زیبایی بود … ممنون از اشتراکش… فقط یه از دوستان اینجا همون انجمن شاعران جوان قبلیه دیگه؟؟ … همونی که توش بهروز مرادی و احسان صادقی و یا خانم کاظمی و افرادی مثل آقای ریاضی توش بودن ….. اگه میدونید لطفن بگید من خیلی وقت اونجا با نام کاربری توتیا بودم و بعد به یکباره انجمن سایشت مختل شد تا امروز که دوباره سرچ کردم و اینجا رو دیدم و اومدم اینجا چون هم اسمش و هم اون عکس بالای کادر با انجمن قبلی یکیه … ممنون میشم اگه جواب بدید لطفن و اینکه اگه اینجا همون جاست چرا به یکباره بسته شد؟.

    • #354

      مشارکت کننده

      ممنون از شما 🌹

  • #343

    سرپرست کل

    سلام پوریای عزیز. خوشحالم که شما رو دوباره توی انجمن میبینم. بله همون انجمن هست. به زودی دیگر دوستان دوباره به جمع باز خواهند گشت. دنبال بازیابی مطالب قدیمی انجمن هم هستم.

شما برای پاسخ به این جستار باید وارد تارنما شوید.