دل باانگار نه انگار

این جستار شامل 1 پاسخ ، و دارای 2 کاربر است ، و آخرین بار توسط

 
مشارکت کننده
در 6 روز، 14 ساعت پیش بروز شده است.

  • نویسنده
    نوشته ها
  • #170

    مشارکت کننده

    ای سنگدل ان دل که سپردم به تو باز آر
    من دل به تو دادم تو چه دادی به من زار؟

    هرگز نرسیده ،نرسیده به من از تو
    جز درد سر و درد دل و غصه و ازار

    در اتش هجران تو من سوختم اما
    انگار نه انگار تو ،انگار نه انگار

    من پای نهادم به ره عشق و محبت
    تو پای نهادی به دلی خسته و بیمار

    من عاشق تو هستم و تو عشق من هستی
    گفتی به من این جمله نه یکبار که صدبار

    انکس که شکسته کمر عهد توهستی
    حالا تو طلبکاری و من سخت بدهکار؟

    تقصیر خودم بود که در عصر خیانت
    دنبال وفا بودم و یک یار وفادار

    حالا که نه یاری ونه داری سر یاری
    ای سنگدل ان دل که سپردم به تو بازآر

    بازیچه به دستت نشوم مثل کسی که
    از گیسوی پر پیچ توخود را زده بردار

    من میروم از پیش تو تا خوب بدانی
    قدر من و قدر دل و هر محرم اسرار

    *بیداد*

  • #186

    مشارکت کننده

    سلام دوست عزیز
    واقعا سروده پر احساسی بود.
    بنده منتقد حرفه ای نیستم. امیدوارم به زودی دوستان پیشکسوت به جمع ما اضافه بشن تا این چنین اشعاری نیز مورد نقد و نظر قرار بگیرن

    فقط خواهشی که دارم لطفا بخش اطلاعات کاربری اطلاعات شخصی تون رو تکمیل کنید

    نمایش پروفایل

    با تشکر

انجمن ‘شعر عروضی’ برای جستار ها و پاسخ ها جدید بسته است.