می‌سوزد

این جستار شامل 2 پاسخ ، و دارای 2 کاربر است ، و آخرین بار توسط

 
مشارکت کننده
در 3 روز، 8 ساعت پیش بروز شده است.

  • نویسنده
    نوشته ها
  • #357

    مشارکت کننده

    از آتش نفسم سنگ خاره می‌سوزد
    نوشته ام «تو» دل بی قواره می‌سوزد

    چنان به عشق تو مایل ردیف و قافیه اند
    غزل بخوانم اگر چار پاره می‌سوزد

    تو را به هر چه همانند می‌کنم در شعر
    مشبّهٌ به آن استعاره می سوزد

    تو پلک میزنی و قلب ماه می‌گیرد
    و از قضا دل اهل اشاره می‌سوزد

    چگونه من به تو نزدیک تر شوم وقتی
    که در مدار تو کوه از نظاره می‌سوزد؟

    شبیه شاپرکی دور از حرارت شمع
    همیشه بال و پرم نیمه کاره می‌سوزد
    *
    دوباره وقت قرار من و تو ؛ حافظه ات
    دوباره ساعت شمس العماره می‌سوزد

    امین زمانی

  • #358

    مشارکت کننده

    درود دوست عزیز
    سپاس از اشتراک احساساتتون
    گذشته از وزن شعری و ریتم و آهنگ که بسیار دچار ایراد است
    باید بگم بیت دوم ارکان جمله بخوبی چینش نشده بودند هرچند که مفهوم رو میرسوند ولی دلچسب نبود
    زبان شعری شما کهنه است و این نشون میده تازه وارد حوزه ی شعر شدید
    مثلا تعابیری مثل شمع و پروانه بقدری استفاده شده اند که کاربری دوباره ی آنها دیگر دلنواز به نظر نمیاید زیرا آن تعابیر برای زمان خودشان مدرن بوده اند ولی الان کهنه اند پس شما باید با تکیه بر خلاقیت خود دست به ساخت تعابیر جدید و نو بزنید

    در کل امیدوارم در آینده شعر های قوی تری از شما رو اینجا نظاره گر باشم
    بنده رو بخاطر جسارت هام ببخشید
    مانا باشید.

    • #359

      مشارکت کننده

      مرسی از نظرتون . خوشحال میشم ایرادات وزنیم رو بدونم .
      در مورد زبان شعر هم نظر شخصیتونه ، باتون موافق نیستم ولی ممنون که نظرتونو گفتید . درود بر شما

شما برای پاسخ به این جستار باید وارد تارنما شوید.