logo-samandehi

    قوانین انجمن:
  • سرقت ادبی ممنوع
  • هر شاعر می تواند هر هفته یک شعر درج نماید. اشعار در پایان هفته توسط مدیران بررسی و تایید می گردد.
  • از ارسال تاپیک و کامنت موهن جداً خودداری نمایید و از نقد غیر تخصصی و احساسی بپرهیزید.
  • به جای درج پاسخ های کوتاهی مانند «زیبا بود» ، از گزینه ی «تشکر» استفاده نمایید.


ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
『 آیین آتـــش 』
۹۳/۵/۱, (۰۵:۱۴ صبح) (آخرین ویرایش در این ارسال: ۹۳/۵/۱۳ (۰۹:۰۳ عصر)، توسط ساراحسینی.)
ارسال: #1
『 آیین آتـــش 』
ـ نزدیک شب ـ ستاره ی رویای یاد تو
یک بغض کهنه را سر ِ پایان، شروع کرد
دیدار ماه با خود ِخورشید ممکن است
اما غروب توی نگاهم طلوع کرد

طوفان گرفت،غم نم ‌ِ باران به شیشه بود
اشعار من برای تو بیش از همیشه بود
در گیرو دار حرف کلاغان تن پرست
معلوم بود، لفظ بیانم "کلیشه" بود

ابیات شعر،درد مرا در بغل گرفت
‌[ساعت مدام توی سرم زنگ می زند]
هرشب تو نیستی و نفس بر شمارش است
انگار بغض،حنجره را چنگ می زند

ته مانده های یاد مرا دود می کنی
دارم تو را میان ورق،فال می شوم
دیگر درون طالع من نیستی چرا
هر شب کنار عکس تو بدحال می شوم

"دیوارِمرگ"ِ خاطره هایت رسانده اند
من را به دور آخر"بازی" برای تو
هر روز پابه پای قلم گریه می شوم
تکرار درد،حاصل ماندن به پای تو...

تو مثل من نباش [کنایه نمی زنم ]
هر عابری که گفت:بمان،لایق تو نیست
من پشت سر گذاشتمت.لحظه هات را...
صرف کسی نکن که کمی عاشق تو نیست

داری برای دیدن او بال می زنی
[مردی کنار کوچه ی(…)در انتظار بود]
گفتی که دوست داشتنی بوده ام برات
حتی دروغِ حرف تو با ابتکار بود

دارم میان بهت خودم چرخ می خورم
سرباز شهر،آس دلم را بریده است!
آخر چگونه باختمت؟[حکم ْ دل نبود؟]
یا چشم های گرم تو، دل بر غریبه بست؟

دل را به درد های خودت پاس داده ای
با من برای رفتن من بحث می کنی
بعد از تو پای شعر تورا نفله می کنم
تو بیت های غم زده را نحس می کنی

خاکسترت شدم،اما رفته ای و من
هر روز کوچه را قدم می زدم ـ غروب ـ
هی گُر گرفتم از تو که...[ هرطور راحتی ]
آیین آتش است، نماندن به پای چوب

دیوانه بوده ای که تو را دوست دارمت‌!
در منجلاب عشق تو ام،غرق یک جنون
از شانس بد نگاه تو باور نمی کند
پاشیده روی دفتر شعرم" سه قطره خون "


من نذر کردم شاعرت باشم و عشق است ...
از تو برای « تو » همیشه شعر گفتن !


بنیامین پورحسن
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط راستین ، NKF ، رز ابی ، NAZI ، ارمغان ، سمانه ، رامتین ، Azarakhsh ، SAGHI ، صالح حسینی ، هـامـون جلیل زاده ، علی اصغر ورزیده ، روبینا ، davidzz ، عصمتی ، ادیب ، علی محمدفریدونی ، *Faranak* ، زهرا حجتی ، farid_pb7 ، لیلا نقشبندی ، WhiteMan ، sakinh ، baaraan
۹۳/۵/۳, (۰۲:۳۴ عصر)
ارسال: #2
RE: 『 آیین آتـــش 』
درود سارای عزیز
بینهایت زیبا بود زیبا بود زیبا بود


"دیوارِمرگ"ِ خاطره هایت رسانده اند
من را به دور آخر"بازی" برای تو
هر روز پابه پای قلم گریه می شوم
تکرار درد،حاصل ماندن به پای تو...

واقعا لذت بردم
ممنونم از حس زیبای شاعرانگیت
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ارمغان ، سمانه ، ساراحسینی ، رامتین ، Azarakhsh ، راستین ، SAGHI ، صالح حسینی ، هـامـون جلیل زاده ، روبینا ، ادیب ، علی محمدفریدونی
۹۳/۵/۳, (۰۳:۰۸ عصر)
ارسال: #3
RE: 『 آیین آتـــش 』
سلام سارا جان

حتما خودت میدونی که خیلی خاصی.اما میخوام بازم بهت یادآوری کنم Blush

ته مانده های یاد مرا دود می کنی
دارم تو را میان ورق،فال می شوم
دیگر درون طالع من نیستی چرا
هر شب کنار عکس تو بدحال می شوم


گفتی که دوست داشتنی بوده ام برات
حتی دروغِ حرف تو با ابتکار بود


ابتکار کارات فوق العاده است.
والسلام
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط سمانه ، ساراحسینی ، رامتین ، Azarakhsh ، راستین ، SAGHI ، صالح حسینی ، هـامـون جلیل زاده ، روبینا ، ادیب ، علی محمدفریدونی
۹۳/۵/۳, (۰۳:۱۳ عصر)
ارسال: #4
RE: 『 آیین آتـــش 』
سلام
فوق العاده بود
خیلی خیلی خوشم اومد
لحظه هات آفتابی عزیزم

تکیه برتقوی ودانش درطریقت کافریست
راهروگرصدهنرداردتوکل بایدش
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ساراحسینی ، رامتین ، Azarakhsh ، راستین ، صالح حسینی ، هـامـون جلیل زاده ، روبینا ، ادیب ، علی محمدفریدونی
۹۳/۵/۳, (۰۴:۲۲ عصر)
ارسال: #5
RE: 『 آیین آتـــش 』
ســـلام نفیسه عزیز
بی شک شما زیبا خوندید دل نوشته م رو
ممنونم از همراهی صمیمانه ی شما دوست خوبم
موفق باشید

ســـلام ارمغان عزیز
شما بی نهایت لطف دارید که با مهربونی نوشته م رو خوندید
ممنونم از حضور دلگرم کننده تون و همینطور خطی که از محبتتون به جا گذاشتید
شرمنده محبتتونم
موفق باشید

ســـلام سمانه عزیز
شما با نگاهی مهربون خوندید
متشکرم که با حضور گرمتون بهم دلگرمی دادید
موفق باشید

من نذر کردم شاعرت باشم و عشق است ...
از تو برای « تو » همیشه شعر گفتن !


بنیامین پورحسن
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط رامتین ، Azarakhsh ، NKF ، راستین ، ارمغان ، SAGHI ، صالح حسینی ، هـامـون جلیل زاده ، روبینا ، ادیب ، علی محمدفریدونی
۹۳/۵/۳, (۰۷:۲۹ عصر)
ارسال: #6
RE: 『 آیین آتـــش 』
ابیات شعر،درد مرا در بغل گرفت
‌[ساعت مدام توی سرم زنگ می زند]
هرشب تو نیستی و نفس بر شمارش است
انگار بغض،حنجره را چنگ می زند


درود سارای عزیز
هر چه گفتنی بود شما گفتید
ما دیگه چی بگیم آخه
قلم های گرفتار بد جور غمشون مسریه
لذت وافری بردم
و البته به غم واژگانت هم خواهی نخواهی مبتلا
در پناه خدای اشکها و لبخند ها.....
تا بعد....

پیکرم سهمِ زمینست ولی؟!
در همان کوچه ی سبزی مرا خاک کنید
که زمین سهمِ زمینست کمی..؟!
در همانجای که عشق
ارزنِ کفتر چاهیست شبی
خبر از سنگ و چدن نیست در ابیانه ی شهر
آینه آب روانیست در اندیشه ی یک کودک خرد
مرده شوری در آن نیست که هر صبح و غروب
پرسش از خانه ی بیمار کند
چه کسی خواهد مرد؟؟!!..رامتین
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط SAGHI ، ساراحسینی ، صالح حسینی ، راستین ، روبینا ، ادیب ، علی محمدفریدونی
۹۳/۵/۳, (۰۷:۳۲ عصر)
ارسال: #7
RE: 『 آیین آتـــش 』
سلام سارا جان

با اینکه شعرتو قبلا خونده بودم اما خوندن دوباره ش برام لذتبخش بود

عالی بود مثل همیشه

دل را به درد های خودت پاس داده ای
با من برای رفتن من بحث می کنی
بعد از تو پای شعر تورا نفله می کنم
تو بیت های غم زده را نحس می کنی

شاد باشیSmile

دل نده!!
به آدمها دل نده...
تو که از خدایشان عاشقتر نیستی!!
آنها خدای خود را به نیمه نانی می فروشند
و تو را به نیمه شبی
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ساراحسینی ، صالح حسینی ، راستین ، رامتین ، روبینا ، ادیب ، علی محمدفریدونی
۹۳/۵/۳, (۰۸:۰۸ عصر)
ارسال: #8
RE: 『 آیین آتـــش 』
ســـلام آقا رامتین
سپاسگزارم بخاطر همراهی صمیمانه ی شما
ممنونم که خوندید و خطی از محبتتون به جا گذاشتید
شرمنده محبتتونم
موفق باشید

سلام سحر عزیز
شما با دیده ی اغماض خوندید...
ممنونم که بهم دلگرمی دادید با حضور خودتون
شرمنده محبتتونم
موفق باشید

من نذر کردم شاعرت باشم و عشق است ...
از تو برای « تو » همیشه شعر گفتن !


بنیامین پورحسن
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط صالح حسینی ، راستین ، رامتین ، SAGHI ، روبینا ، ادیب ، علی محمدفریدونی
۹۳/۵/۳, (۰۸:۲۶ عصر)
ارسال: #9
RE: 『 آیین آتـــش 』
سلام سارا خانم عزیز
کلیشه نبود!!! که هیچ
خیلیم تازه و زیبا بود
مثل همیشه

دارم میان بهت خودم چرخ می خورم
سرباز شهر،آس دلم را بریده است!
آخر چگونه باختمت؟[حکم ْ دل نبود؟]
یا چشم های تو، دل بر غریبه بست؟...

مثل همیشه فقط میتونم بگم
درود بر طبع روانتون...
درود

من این حروف نوشتم چنانکه غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ساراحسینی ، راستین ، رامتین ، SAGHI ، روبینا ، ادیب ، علی محمدفریدونی
۹۳/۵/۳, (۱۰:۴۱ عصر)
ارسال: #10
RE: 『 آیین آتـــش 』
ســـلام آقا صالح
ممنونم از حضور ارزشمندتون
لطف دارید،شما با دیده اغماض خوندید...
متشکرم بابت اعتباری هم که بهم بخشیدید...شرمنده محبتتونم
موفق باشید

من نذر کردم شاعرت باشم و عشق است ...
از تو برای « تو » همیشه شعر گفتن !


بنیامین پورحسن
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط رامتین ، SAGHI ، روبینا ، ادیب ، علی محمدفریدونی
۹۳/۵/۴, (۱۱:۵۳ عصر)
ارسال: #11
RE: 『 آیین آتـــش 』
سلام دوست عزیز
چـــــقــــــدر شعر زیبایی بود
بسیار دوست داشتم و دوبار پشت هم خوندم.
خیلی عالی بود ، خیلی
موفق باشید
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ساراحسینی ، ادیب ، رامتین ، SAGHI ، علی محمدفریدونی
۹۳/۵/۵, (۰۲:۱۴ عصر)
ارسال: #12
RE: 『 آیین آتـــش 』
ســلام روبینای عزیز
لطف دارید، شما زیبا خوندید دل نوشته م رو
ممنونم که خطی از محبتتون به جا گذاشتید دوست خوبم
موفق باشید

من نذر کردم شاعرت باشم و عشق است ...
از تو برای « تو » همیشه شعر گفتن !


بنیامین پورحسن
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ادیب ، رامتین ، SAGHI ، علی محمدفریدونی
۹۳/۵/۱۱, (۰۲:۰۴ عصر)
ارسال: #13
RE: 『 آیین آتـــش 』
سلام سارا خانم عزیز
ببخشید که دیر کامنت میذارم.
مثل همیشه بسیار عالی .خیلی خوب معنی پردازی می کنید.
فقط:
نفس بر شمارش است--->حس میکنم که بجای "بر"اگر از"در"استفاده میکردید بهتر بود.نفس در شمارش است.چون ترکیب نفس در شماره افتادن رو بارها شنیدم.

یا چشم های تو، دل بر غریبه بست؟
خاکسترت شدم،اما رفته ای و من
جسارتا خودتون واردید.این دو مصرع رو تقطیع کنید.به نظرم چالش دارند.البته من تقطیع نکردم.از لحاظ گوشی گفتم.بررسیش با خودتونShy

جسارت کردم.واقعا اشعارتان رنگ و بو دارند.
موفق باشید

این عشق تو در من آفریدستند

هرگز نرود ز زعفران زردی
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط SAGHI ، ساراحسینی ، علی محمدفریدونی ، رامتین
۹۳/۵/۱۱, (۱۱:۴۸ عصر) (آخرین ویرایش در این ارسال: ۹۳/۵/۱۱ (۱۱:۵۱ عصر)، توسط ساراحسینی.)
ارسال: #14
RE: 『 آیین آتـــش 』
ســلام آقا امیر
ممنونم که خوندید و خطی از مهرتون به جا گذاشتید
لطف دارید...
هربار باعث امیدواری من میشید
"نفس بر شمارش است "خواستم از فرم رایجش خارج بشه
اون دو تا مصرع رو الان نگاه کردم دیدم جا انداختم و یه کلمه رو ننوشتم
خیلی خیلی ممنون از دقت نظر و توجه تون،مطمـئنا خودم متوجه نمیشدم
اون مصرع "خاکستر"اختیار توش اعمال شده و ریتم رو خارج میکنه تقریبا
متشکرم از حضور ارزشمند و دلگرم کننده تون
امیدوارم همیشه موفق باشید

من نذر کردم شاعرت باشم و عشق است ...
از تو برای « تو » همیشه شعر گفتن !


بنیامین پورحسن
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ادیب ، علی محمدفریدونی ، رامتین
۹۵/۷/۴, (۱۱:۱۶ عصر)
ارسال: #15
آیین آتـــش 』

چه خوب که شعراتونو خوندم امشب


به امید روزی که هیچ دردی دغدغه ی سرودن نباشد ...
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط sakinh ، ساراحسینی
۹۵/۷/۴, (۱۱:۳۹ عصر)
ارسال: #16
RE: 『 آیین آتـــش 』
سلام؛
خیلی خیلی زیبا ..
باز هم شعر زیبای از شما خوندم ، سپاس.
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ساراحسینی
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

در گوگل محبوب کنید :