logo-samandehi

    قوانین انجمن:
  • سرقت ادبی ممنوع
  • هر شاعر می تواند هر هفته یک شعر درج نماید. اشعار در پایان هفته توسط مدیران بررسی و تایید می گردد.
  • از ارسال تاپیک و کامنت موهن جداً خودداری نمایید و از نقد غیر تخصصی و احساسی بپرهیزید.
  • به جای درج پاسخ های کوتاهی مانند «زیبا بود» ، از گزینه ی «تشکر» استفاده نمایید.


آخرین موضوع ها: --- تبریک سال نو --- انتشار مجموعه غزل «نشسته در ته فنجان» اثر سید مهدی حسینی( مسافر) --- دعوت به همکاری در مدیریت --- آغاز فعالیت کانال تلگرام انجمن شاعران جوان --- آغاز فعالیت صفحه ی رسمی اینستگرام انجمن شاعران جوان --- ثبت اشعار اعضای انجمن در سامانه ثبت وزارت ارشاد --- جلسه حضوری کارگاه تخصصی غزلترانه --- گزارش دومین عصر شعر ۳۱ تیرماه ۹۵ --- مسابقه فیلم نامه نویسی ---

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
قابلیت های سبک نیمائی (مقدمه)
۹۴/۶/۱۳, (۰۱:۱۶ عصر)
ارسال: #1
قابلیت های سبک نیمائی (مقدمه)
سلام دوستان
اکنون که مدیریت بخش نیمائی به این کمترین سپرده شده است برآن شدم تا آنچه که دانستنش را در مورد سبک نیمائی مفید می دانم به زبان ساده تقدیم کنم.
در ابتدا لازم است تاکید کنم که آنچه در ادامه بیان خواهد شد حاوی برداشتها و اعتقادات من در این مقوله است و به هیچ عنوان نباید بعنوان اصلی غیر قابل خدشه تصور شود.
از طرفی از آنجا که بخش عمده ای از دانش بشراز طریق دریافتهای او از طریق کسب علم و آگاهی از اندیشه ی دیگران محقق می شود و بخشی نیز از راه تفکر و سعی و خطای شخصی حاصل می گردد ، لذا بدیهی است که این خصوصیت در نظرات بنده نیزوجود دارد .
بنابراین آنچه را که در پی خواهید خواند ، درهرزمینه ای که احساس مقبولیت و مفید بودن از مطلب حاصل نمودید ، نتیجه را چکیده ی زحمات خیل عظیمی از اساتید و ادبای کشور بدانید و هر نقصی مشاهده شد آن را ناشی از محدودیت آگاهی و تجربه ی بنده تلقی فرمائید.
در ابتدا و برای ورود به بحث فکر کردم بد نباشد که مفاهیم مهمی در خصوص موضوع مورد نظر را در قالب سئوال و جواب با هم مرورکنیم

سئوال : منظور از بکار بردن واژه ی "سبک" در ادبیات ( شعر) به چه معناست ؟
پاسخ : سبک عبارتست از قالب معین و منحصر به فردی که هریک از شعرا برای بیان و انتقال اندیشه و مفاهیم ذهنی خود به دیگران به کار می‌گیرند
نتیجه ی مهم :
بنابراین هیچ شعری از هیچ شاعری را نمی توان یافت که فاقد سبک باشد.
سئوال : با این نتیجه گیری می توان گفت که به تعداد شاعران سبک وجود دارد
پاسخ : جواب این سئوال می تواند هم "آری" باشد و هم " خیر"
زیرا صرف نظرازخصوصی بودن سبک هر شاعر، مشاهده می شود که بتدریج معیارهائی همگانی در نوع نوشتار شاعران بکار گرفته شده است که منجر به تدوین اصول یکسانی درشیوه ی بیان آنها شده است.
بنابراین اثرهر شاعر را از دیدگاه زبان شناسی می توان تحت کنترل دو عامل مهم به شرح زیر دانست و ارزیابی نمود
1-مجموعه ی قواعد و روش های یکسانی که درشکل ظاهری گفتار اکثریت شعرا مورد استفاده قرار می گیرد ، این مجموعه قواعد تحت عنوان "سبک ادبی" عمومیت یافته و مورد پذیرش اکثریت جامعه قرار دارد.
2- ترفند ها ، ظرافت ها ، ملاحت ها ، توانائی ها ...........و نوآوری هائی که شاعر با استفاده از آنها و با درگیر نمودن ودر کنار هم چیدن واژه ها (صرفنظر از مفاهیم بیان شده) ایجاد نموده و در مجموع قالبی متمایز، در نوشته خود ایجاد وآن را از دیگر آثار متفاوت می نماید ، این خصوصیت را امروزه "زبان خاص شاعر" می نامیم.

سئوال : آیا شاعران اجباری به پیروی از سبک های شناخته شده و مشترک دارند
پاسخ : جواب این سئوال نیز هم "آری" است و هم " خیر"
"آری" چون هدف از خلق هر شعری را میتوان انتقال مفاهیم ذهنی شاعر به خواننده تلقی نمود و از آنجا که خوانندگان شعر بر اساس سلائق خود و درطول زمان عادات شنیداری خود را بر پایه ی الگوهای خاصی تنظیم نموده اند لذا بسیار دیده می شود که مردم بصورت خودآگاه یا حتی بطور ناخواسته از آثاری که مبتنی بر عادات شنیداری آنها تنظیم شده است بیشتر استقبال می کنند و"خیر" به این دلیل که نوآوری را می توان موتورمحرک خلق ارزشهای جدیدوپدید آورنده ی اثارماندگار دانست
نکته قابل توجه این است که در این کشاکش ، عده ای نوآوری را به اتکای سبکهای شناخته شده و درچارچوب سبکها ی پذیرفته شده متمرکز نموده و بیان نو را با رعایت سبک همگانی به بوته ی آزمایش می گذارند و جمعی دیگر با معرفی باید ها و نبایدهای جدید روش تازه ای را ابداع و سعی می کنند که عادات شنیداری خوانندگان اثر را تغییر داده و به نظرات خود جلب نمایند.
سئوال : درادبیات ایران و در حوزه شعر سبک های همگانی و پذیرفته شده کدامند ؟
پاسخ : اگراز روش های جدید وفراوان موجود چشم پوشی کنیم بطور کلی به سه سبک عمده و مورد پذیرش اکثریت مردم می رسیم
1- سبک کلاسیک
2-سبک نیمائی
3-سبک سپید
در ادامه ی این گفتگو ، بحث ما پیرامون سبک نیمائی متمرکز است
سئوال: وجه تمایز سبک نیمائی با دو سبک دیگر چیست ؟
پاسخ : به اعتقاد کثیری از اساتید ، نیمائی را میتوان پلی مطمئن و قابل اتکاء بین سبک کلاسیک و سپید دانست
چرا ؟
چون :
در اشعار کلاسیک شاعربه قواعد علم عروض متکی و وفادار است و اشعار خود را در قالب های تثیت شده در ذهن مردم مانند غزل ، رباعی ، قصیده ، مثنوی ، دوبیتی و........و در قالب " بیت " استوار می سازد ودراشعار سپید شاعر با کنار گذاشتن قواعد علم عروض تمام هنجارهای گذشته را در هم می شکند و با تکیه بر تصویر سازی ، اطناب و ایجاز ، ترکیب زبان رسمی و محاوره ، جابجائی اجزاء جمله ، استفاده از ترکیبات اضافه متوالی و بکاربردن متوالی کسره ، پشت سرهم نویسی عبارات مختلف بدون استفاده از حرف ربط " و" ، واژه سازی و ترکیب سازی ، اتکاء به آهنگ درونی ، بکاربردن استعاره در افعال و صفات ، اسطوره سازی و تلمیح گوئی ، طنز و روایت گوئی و جایگزینی شاعر با راوی و در قالب " بند " مفاهیم مورد نظر خود را بیان می نماید.
بطور خلاصه یکی از مهمترین وجه تمایز بین کلاسیک با سپید را می توان در این نکته دانست که درسبک سپید شاعر نسبت به سبک کلاسیک آزادی بیشتری برای انکه روایت خود را در بندهای متوالی و متواتر بیان نماید در اختیار دارد و به راحتی می تواند منظور خود را بدون محدودیت هائی که در سبک کلاسیک مقید به رعایت آنهاست در طول شعر طراحی و بیان نماید
سئوال : چه ضرورتی باعث عبور از کلاسیک به نیمائی و سپید شد؟
پاسخ : خلق و وجود آثارفراوان وغنی توسط شعرای کلاسیک کشور وبه زبانی اشباع این حوزه و از طرفی ورود مفاهیم و اندیشه های نو، ناشی ازتغییردرسبک زندگی و اندیشه ی مردم دنیا و ترجمه آثار اندیشمندان سایر ملل به فارسی لزوم تجدید نظردر نحوه بیان را ناگزیز و تغییر در نوع بیان را بعنوان نیازی عمومی پدیدارکرد
سئوال : سبک نیمائی به این نیاز چگونه پاسخ داده است ؟
نیما یوشیج با درک واقعیت لزوم تزریق خون تازه به روش کلاسیک سبک جدید خود را بنیان نهاد .
در این سلسله گفتار برآنم تا با کالبد شکافی این سبک توانائی این پدیده را بیان کنم.
زیرابه اعتقاد بنده ظرفیت های بسیاری از این سبک همچنان ناشناخته باقی مانده است و ضروری است تا ابعاد بیشتری از این سبک به زبان ساده روشن و معرفی گردد
انشاالله به مرور به طرح این مباحث خواهم پرداخت و تلاش می کنم تا در پایان مباحث نکات و الگوهای مناسبی برای شاعران علاقمند به سرودن در این سبک بدست آید و از آن بالاتر مشوقی برای شاعران جوان در استفاده از این سبک ایجاد شود
اما فعلن و بطور پیش در آمد و خلاصه باید گفت که :
درسبک نیمائی شاعرهردو امکان سبک کلاسیک و سپید را همزمان در اختیار دارد ، هم بخشی از قواعد عروض از سبک کلاسیک ودر نتیجه استفاده ازعادات شنیداری مردم برای جا انداختن سروده ی خود و هم آزادی بیان وشیوه ارائه سخن در سبک سپید را ، بطوریکه شاعر نیمائی سرا با استفاده از این سبک به سادگی می تواند به تناسب ضرورت و نیاز مزایای هردو سبک را برای بیان منظور خود به استخدام درآورد.
محمد محسن خادم پور

چون نمی بینم جهان را اعتبار
خط نوشتم تا بماند یادگار
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط WhiteMan ، بهروز مرادی ، صــــــــــبا ، سحری ، حس پنهان ، sara.NET ، مهربانو ، آسمان آبی ، فضل علی ، sheyda ، داود پاکباز ، بنده او ، هامان نیارمی ، هانیه حسن زاده ، امیراقدم ، بابک_"رها"
۹۴/۶/۱۳, (۰۱:۳۴ عصر)
ارسال: #2
قابلیت های سبک نیمائی (مقدمه)


درود و احترام خدمت پدر بزرگوارم جناب مهندس خادم پور عزیز و بزرگوار
از ارسال این مقاله ازتون بسیار سپاسگزارم ...
با توجه به قابلیت های شگرف سبک نیمایی، بنده همیشه خلاء یک مقاله ی پژوهشی خوب برای پر کردن این نقیصه رو حس می کردم و امروز بسیار خوشحالم که گفتاری در این باب خواهد شد

بسیار خوب به پارامترهای شعر سپید در این گفتار پرداخت شد: تصویر سازی ، اطناب و ایجاز ، ترکیب زبان رسمی و محاوره ، جابجائی اجزاء جمله ، استفاده از ترکیبات اضافه متوالی و بکاربردن متوالی کسره ، پشت سرهم نویسی عبارات مختلف بدون استفاده از حرف ربط " و" ، واژه سازی و ترکیب سازی ، اتکاء به آهنگ درونی ، بکاربردن استعاره در افعال و صفات ، اسطوره سازی و تلمیح گوئی ، طنز و روایت گوئی و جایگزینی شاعر با راوی و در قالب " بند "

از حق نگذریم برای بنده همیشه یک سوال بسیار مهم مطرح بوده که آیا مهمه به جای «قالب» از واژه ی «سبک» استفاده کنیم یا خیر؛ به این تعریف دقت نمایید:
"قالب شعر به شکل شعر گفته می‌شود که بر دو نوع است: شکل ظاهری و شکل درونی (یا شکل ذهنی). شکل ظاهری که شامل وزن یا بی‌وزنی، تساوی مصرع‌ها و یا کوتاهی و بلندی آنها، قافیه‌ها - در صورتی که قافیه‌ای وجود داشته باشد- و صداها و حرکات ظاهری کلمه می‌شود. (ویکیپدیا)"
خوشحال میشم اگه در این مورد از دانشتون استفاده کنم چون حقیقتن تفاوت بین «سبک» و «قالب» همیشه برام سوال بوده ...
پیگیر مطالب آموزنده تون خواهم بود
برقرار باشید

به امید روزی که هیچ دردی دغدغه ی سرودن نباشد ...
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمد محسن خادم پور ، صــــــــــبا ، سحری ، هامان نیارمی ، هانیه حسن زاده ، امیراقدم
۹۴/۶/۱۵, (۱۰:۴۵ صبح)
ارسال: #3
RE: قابلیت های سبک نیمائی (مقدمه)
سلام و عرض ادب جناب استاد خادم پور، مدیر بزرگوار و عزیز بخش نیمایی
از اینکه در بخش نیمایی حرکتی چنین زیبا و هدفمندانه صورت گرفته بسیار از شما سپاسگزارم. همونطور که شما فرمودین قابلیت های سبک نیمایی به مراتب بیشتر از سپید و کلاسیک هست چون از اصول هردو سبک در این سبک میشه بهره برد. به یاد دارم استاد شادان شهرو بختیاری که جاشون واقعا تو این انجمن خالیه می فرمودند به نقل از استاد دیگری، که سبک نیمایی کوتوله ای بر دوش سبک کلاسیکه. سبک کلاسیک تا مسافت مشخصی رو می بینه اما سبک نیمایی به راحتی می تونه بر دور دستها هم اشراف داشته باشه.
امیدوارم با این حرکت و افزایش آگاهی در این سبک، علاقه مندان به این سبک پویاتر و فعالتر از قبل در این بخش از انجمن حضور پیدا کنند.
از تلاش های بی دریغ شما در این باب سپاسگزارم استاد
برقرار باشید و پیروز

اندیشه...
کاهی بود در آخورِ ما کردند
تنهایی...
آبِشخورِ ما کردند
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط سحری ، محمد محسن خادم پور ، هامان نیارمی ، هانیه حسن زاده ، امیراقدم ، محمد وارسته ویشکاءی
۹۴/۶/۱۶, (۱۲:۰۶ صبح) (آخرین ویرایش در این ارسال: ۹۴/۶/۱۶ (۱۰:۲۹ صبح)، توسط محمد محسن خادم پور.)
ارسال: #4
RE: قابلیت های سبک نیمائی (مقدمه)
درود و احترام خدمت پدر بزرگوارم جناب مهندس خادم پور عزیز و بزرگوار
از ارسال این مقاله ازتون بسیار سپاسگزارم ...
با توجه به قابلیت های شگرف سبک نیمایی، بنده همیشه خلاء یک مقاله ی پژوهشی خوب برای پر کردن این نقیصه رو حس می کردم و امروز بسیار خوشحالم که گفتاری در این باب خواهد شد

بسیار خوب به پارامترهای شعر سپید در این گفتار پرداخت شد: تصویر سازی ، اطناب و ایجاز ، ترکیب زبان رسمی و محاوره ، جابجائی اجزاء جمله ، استفاده از ترکیبات اضافه متوالی و بکاربردن متوالی کسره ، پشت سرهم نویسی عبارات مختلف بدون استفاده از حرف ربط " و" ، واژه سازی و ترکیب سازی ، اتکاء به آهنگ درونی ، بکاربردن استعاره در افعال و صفات ، اسطوره سازی و تلمیح گوئی ، طنز و روایت گوئی و جایگزینی شاعر با راوی و در قالب " بند "

از حق نگذریم برای بنده همیشه یک سوال بسیار مهم مطرح بوده که آیا مهمه به جای «قالب» از واژه ی «سبک» استفاده کنیم یا خیر؛ به این تعریف دقت نمایید:
"قالب شعر به شکل شعر گفته می‌شود که بر دو نوع است: شکل ظاهری و شکل درونی (یا شکل ذهنی). شکل ظاهری که شامل وزن یا بی‌وزنی، تساوی مصرع‌ها و یا کوتاهی و بلندی آنها، قافیه‌ها - در صورتی که قافیه‌ای وجود داشته باشد- و صداها و حرکات ظاهری کلمه می‌شود. (ویکیپدیا)"
خوشحال میشم اگه در این مورد از دانشتون استفاده کنم چون حقیقتن تفاوت بین «سبک» و «قالب» همیشه برام سوال بوده ...
پیگیر مطالب آموزنده تون خواهم بود
برقرار باشید


سلام خدمت شاعر خوش ذوق و استاد سپیدمان

ممنونم از شما پسر عزیزم بابت توجه و محبتتان

امیدوارم آنچه را که طی سالیان دراز در مورد شعر نیمائی اندیشیده و مطالعه کرده

ام را بتوانم در طبق اخلاص تقدیم کنم

آنچه در مورد شعر سپید تقدیم شد ، برداشت از اندیشه بزرگان این سبک است و

قطعا بزرگانی چون شما بهتر و بیشتر از من به آن واقف هستید

اما در مورد " سبک" و "قالب" شاید پاسخ به این سئوال در حد و اندازه های بنده

نباشد ، اما چون امر فرموده اید ، آنچه را که می اندیشم بدون ادعائی در مورد

درست و غلط بودن آن به عرض می رسانم :

بنده فکر می کنم که " سبک " فراتر از " قالب " است ، از طرفی همچنان که عرض

کردم سبک یک وجه عمومی دارد و یک شخصیت خصوصی ، برای مثال در بیانی

کلی می گوئیم سبک زندگی ایرانیان از این بیان یک چارچوب کلی و ذهنی در

خیال ما شکل می گیرد ، در حالیکه هریک از ایرانیان در این چارچوب دارای باید و

نبایدها و باورها و در نتیجه آن روش منحصر به فرد خود را دارند که می توان آن را

سبک زندگی شخصی آن فرد تعبیر نمود، اکنون سئوال این است که در جا نقش

قالب چیست ، بنده تصور می کنم قالب عبارتست از نحوه کنش و واکنش هائی

است که هریک از انسانها برای بروز باورها ی خود برمی گزینند و به آن عادت نموده

و شناخته می شوند.

در حوزه ی شعر فارسی مثال های زیر را می توان عنوان کرد

برای مثال در سبک کلاسیک قالب غزل ، مثنوی ، رباعی و ...............قابل

شمارش است ( غزل قالبی از سبک کلاسیک است)

و یا در سبک سپید قالب های شعر منثور و غیر منثور را می توان دسته بندی نمود

( شعر منثور قالبی از شعر سپید است)

و یا در سبک نیمائی از قالب یک وزنی و قالب چند وزنی می توان نام برد ( یک

وزنی قالبی از سبک نیمائی است)

مرحوم دهخدا در مورد سبک فرموده است :

"سبک"

لغت نامه دهخدا

سبک . [ س َ ] (ع اِ) ادبای قرن اخیر سبک را مجازاً بمعنی «طرز خاصی از نظم یا

نثر» استعمال کرده اند و تقریباً آن را در برابر «استیل » اروپائیان نهاده اند. سبک در

اصطلاح ادبیات عبارتست از روش خاص ادراک و بیان افکار بوسیله ٔ ترکیب کلمات و

انتخاب الفاظ و طرز تعبیر. سبک اثر ادبی وجهه ٔ خاص خود را از لحاظ صورت و

معنی القاء میکند، و آن نیز بنوبه ٔ خویش وابسته بطرز تفکر گوینده یا نویسنده

درباره ٔ «حقیقت » میباشد. بنابراین سبک بمعنی عام خود عبارتست از تحقیق

ادبی یک نوع ادراک در جهان که خصایص اصلی محول خویش (اثرمنظوم یا منثور) را

مشخص می سازد. در عرف ادبیات نباید نوع را با سبک اشتباه کرد، چه نوع

عبارتست از شکل ادبی که گوینده یا نویسنده به نثر خود میدهد، مثلاً در ادبیات

اروپائیان گفته میشود: انواع درام ، انواع خنده آور، پس شکل ظاهری یک اثر ادبی

جزء نوع محسوب میشود، اما در سبک از سجیه ٔ عمومی اثر شاعر یا نویسنده ،

از لحاظ موضوع و انعکاسات محیط در آن بحث میشود، بنابراین سبک هم فکر و هم

جنبه ٔ ممتاز آن ، و هم طرز تعبیر را در نظر میگیرد در صورتی که در نوع فقط طرز

انشاء را بیان میکند. با ذکر این مقدمه باید دانست که هیچگاه نوع از سبک و

سبک از نوع بی نیاز نیست بلکه هر دو لازم و ملزومند، چه هر اثر ادبی جزء یکی از

انواع ادبیات بشمار میرود و در همان حال نیز سبکی دارد. مثلاً در ادبیات پارسی

گلستان سعدی در نوع «مقامه نگاری » با مقامات حمیدی مشترک است ولی در

سبک با آن اختلاف دارد. همچنین قصاید عرفی شیرازی در نوع شعر با قصاید

عنصری مشترک است ولی از حیث سبک جداست . سبک شامل دو موضوع است

: فکر یا معنی ، صورت یا شکل . از توجه بجهان بیرون فکری در ما تولید میشود و

آن نمونه ای است از تأثیر محیط در فرد و ما آن فکر را با سوابق ذهنی خود منطبق

و موافق میسازیم و با همان جنبه ٔ فکری خویش برای شنوندگان تعبیر میکنیم ، و

این نمونه ای است از تأثیر فرد در محیط. هر موضوع و فکری ، شکل و قالبی برای

تعبیر لازم دارد. خوانندگان یک اثر ادبی از روی مطالعه و آشنایی با شکل اثر، معنی

را که منظور گوینده است درمی یابند. فکر در قالب جُمَل مستتر است و جداگانه

بیان نمیشود. پس موضوع خود در ادبیات جزو شکل محسوب میگردد و هرگز

نمیتواند از آن جدا باشد. از سوی دیگر مطلب یا فکر اصلی یک اثر ادبی شکل آن را

تعیین میکند و همین یگانگی فکر و شکل یا معنی و صورت است که بنیاد سبک را

تشکیل می دهد. (از سبک شناسی بهار ج 1ص ج د هَ و). طرز بیان اندیشه ٔ

هنرآفرین که هم با چگونگی تفکر و هم با چگونگی تصویرسازیهای او نسبت

مستقیم دارد سبک نام گرفته است ، سبک کامل واحدی است که از اندیشه ٔ

هنرآفرین و تصاویری که او برای اندیشه ٔ خود از مواد حسی میسازد پدید می آید.

باید دانست که سبک کلی ترین و عمیق ترین مقوله ٔ هنر است و هیچیک از

بررسی هایی که برای هنر کرده اند به قدر بررسی سبک ، رسا وژرف و روشنی

بخش نیست . هر هنرآفرینی برای بیان اندیشه ٔ خود به مدد اسلوب های هنری ،

مواد هنری را بکار می گیرد و تصاویر یا صورت بندیهای حسی خاص بوجود می آورد.

چون آزمایشها و اندیشه های هیچکس عین آزمایشها و اندیشه های دیگری

نیست ، از این رو هر هنرآفرینی برای خود اندیشه و صورت سازیهای نسبةً

مستقلی دارد. با بیان دیگر سبک هر هنرآفرینی مختص خود او و متناسب با

شخصیت اوست ، بنابراین مسائل سبک مسائل شخصیت است ، مطابق قول لون

گینوس سبک هر کس خود اوست ، شخصیت اوست . سبک هر هنرآفرین باآنکه

ممکن است در نظر اول شخصی و خصوصی جلوه کند، جمعی است ، طبقاتی

است . بدون رجوع به تاریخ تعارضات آن فهم نمی شود. درنتیجه سبک شناسی

وابسته ٔ جامعه شناسی است ، در اثر عدم پیش رفت سبک آن را در قدیم بیشتر

به «موهبت »، «الهام »، «نبوغ » اقامه میکردند ولی غافل از این بودند که این

مواهب و الهامات خود مجهول اند. برای اطلاع بیشتر رجوع به مقاله ٔ آریان پور در

مجله ٔ سخن سال 1340 هَ . ش . و سخن سنجی صورتگر شود.

و آن بزرگوار در خصوص قالب می گوید :

"قالب"

لغت نامه دهخدا

قالب . [ ل ِ ] (ع اِ) نزد شعرای پارس جزء و رکن رانامند و این لفظ بلفظ قلب نیز

استعمال شود. (کشاف اصطلاحات الفنون ). رجوع به جزء در همین لغت نامه شود.


چون نمی بینم جهان را اعتبار
خط نوشتم تا بماند یادگار
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط سحری ، هامان نیارمی ، هانیه حسن زاده
۹۴/۶/۱۶, (۱۰:۳۸ صبح)
ارسال: #5
RE: قابلیت های سبک نیمائی (مقدمه)
(۹۴/۶/۱۵ (۱۰:۴۵ صبح))صــــــــــبا نوشته شده توسط:  سلام و عرض ادب جناب استاد خادم پور، مدیر بزرگوار و عزیز بخش نیمایی
از اینکه در بخش نیمایی حرکتی چنین زیبا و هدفمندانه صورت گرفته بسیار از شما سپاسگزارم. همونطور که شما فرمودین قابلیت های سبک نیمایی به مراتب بیشتر از سپید و کلاسیک هست چون از اصول هردو سبک در این سبک میشه بهره برد. به یاد دارم استاد شادان شهرو بختیاری که جاشون واقعا تو این انجمن خالیه می فرمودند به نقل از استاد دیگری، که سبک نیمایی کوتوله ای بر دوش سبک کلاسیکه. سبک کلاسیک تا مسافت مشخصی رو می بینه اما سبک نیمایی به راحتی می تونه بر دور دستها هم اشراف داشته باشه.
امیدوارم با این حرکت و افزایش آگاهی در این سبک، علاقه مندان به این سبک پویاتر و فعالتر از قبل در این بخش از انجمن حضور پیدا کنند.
از تلاش های بی دریغ شما در این باب سپاسگزارم استاد
برقرار باشید و پیروز

سلام خانم پور بافرانی عزیز

از اینکه هستید و همراهی می کنید ممنونم

اعتقادم شبیه فرمایش شما و جناب شهرو است و تلاشم این است که علاقمندان به این سبک افزایش یافته و از این رهگذر ادبیات کشور در حوزه شعر شاهد ظهور بزرگان دیگری باشد

موفق باشید

چون نمی بینم جهان را اعتبار
خط نوشتم تا بماند یادگار
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط سحری ، صــــــــــبا ، هامان نیارمی
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

در گوگل محبوب کنید :