logo-samandehi

    قوانین انجمن:
  • سرقت ادبی ممنوع
  • هر شاعر می تواند هر هفته یک شعر درج نماید. اشعار در پایان هفته توسط مدیران بررسی و تایید می گردد.
  • از ارسال تاپیک و کامنت موهن جداً خودداری نمایید و از نقد غیر تخصصی و احساسی بپرهیزید.
  • به جای درج پاسخ های کوتاهی مانند «زیبا بود» ، از گزینه ی «تشکر» استفاده نمایید.


آخرین موضوع ها: --- تبریک سال نو --- انتشار مجموعه غزل «نشسته در ته فنجان» اثر سید مهدی حسینی( مسافر) --- آغاز فعالیت کانال تلگرام انجمن شاعران جوان --- آغاز فعالیت صفحه ی رسمی اینستگرام انجمن شاعران جوان --- ثبت اشعار اعضای انجمن در سامانه ثبت وزارت ارشاد --- جلسه حضوری کارگاه تخصصی غزلترانه --- گزارش دومین عصر شعر ۳۱ تیرماه ۹۵ --- مسابقه فیلم نامه نویسی ---

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ادبیات و اشعار عاشیقی در ترکی زبان آذربایجانی.بخش دوم
۹۵/۲/۱۳, (۱۲:۵۴ صبح)
ارسال: #1
ادبیات و اشعار عاشیقی در ترکی زبان آذربایجانی.بخش دوم
سازهای عاشیقی آذربایجان شرقی و غربی یکسان است، اما تعداد سیم‌های ساز در آذربایجان غربی کم‌تر است. ساز عاشیقی آذربایجان شرقی معمولا دارای 9 سیم است که در سه ردیف سه تایی کوک می‌شوند. عاشیق‌های آذربایجان غربی معمولا در ردیف وسط به جای سه سیم، از یک سیم استفاده می‌کنند و در نتیجه، ساز آن‌ها دارای هفت سیم است. همین سیم وسط است که مهم‌ترین نقش را در تغییر کوک در " هاوا " های گوناگون ایفا می‌کند و معمولا آن را متناسب با صدای اصلی و بنیادی هر " هاوا" کوک می‌کنند . تعداد پرده‌های ساز عاشیقی معمولا 13- 14 پرده است.

 می‌توان گفت صنعت عاشیقی تا سال‌های اخیر اهمیت ویژه‌ای در ایجاد و تداوم علایق و خواست‌های مردمی ایفا كرده و در این وادی به آرمان‌های مردان صورت داستانی، حماسی و قهرمانی داده است. نفوذ عاشیقی تاحدی بود كه، در بین اقوام ترک در شهر و روستای این مناطق، قهوه‌خانه یا محل تجمعی را نمی‌توانست یافت كه از وجود یک عاشیق بی‌بهره باشد. عاشیق‌ها افرادی بودند، كه در دوره اسلامی به خصوص دوره نسیمی در آذربایجان ایران تا پیش از ظهر و گسترش تلویزیون به عنوان كانون ادبیات آذربایجانی و ارتباط و هنر این و آمال مردم با ذوق ادبی و هنری جامعه نقش اساسی ایفا كرده‌اند. علاوه بر خود عاشیق‌ها در قهوه‌خانه‌ها، هنرنمایی، و داستان‌پردازی و نوازندگی، حضور آن‌ها در مراسم جشن و شادی، در عروسی‌ها و در آیین‌های مختلف مردم با گرفتن ساز و نواختنش مفهوم می‌یافت. عاشیقان در برهه‌های مختلف برای تثبیت حضور مردمی‌شان ده ‌به ‌ده، كوی به كوی و ایل به ایل و كوبه به كوبه به حركت در می‌آمدند و با نسوح در قلب‌ها در ماندگاری هنرشان ایفای نقش می‌كردند. در عروسی‌ها ، با  تعریف از عروس و داماد وخانواده‌های آن‌ها و افراد حاضر در مجلس، رونقی به عروسی بخشیده می‌شد، كه این تعاریفعمدتا در مقابل اخذ وجه انجام می‌شد یا درخواست یک داستان خواندن، شعر و نغمه‌هایدرخواستی از عاشیق‌ها به حفظ و غنا بخشی این هنر كمک شایانی می‌كرد. عاشیق‌ها علاوه بر شعرسازی و داستان‌سرایی با شركت جدی در مراسم عروسی و شادی‌های مردم در ایجادسنن فرهنگی و آداب و رسوم نقش آفرینی داشته و در حفظ و تداوم این نقش نیزمسوولیت‌هایی در خور توجه پذیرفته‌اند.

در روزگارانی نه چندان دور، هیچ عروسی را در هیچ نقطه‌ای در آذربایجان نمی‌یافتی كه عاشیقی در آن هنرنمایی نكند و در به وجد آوردن و شور و حرارت بخشیدن به مراسم عروسی ایفای نقش نداشته باشد. بسیاری از هنرهای عاشیقی چون دئییشمه، مجادله با دیگران عاشیقان، داستان سازی و معماپردازی محصول همین مراسم عروسی است.

 با وجود كمرنگ شدن نقش عاشیقی در بین جوانان شهری نواحی مختلف آذربایجان، اما هنوز هم در برخی از مناطق روستا به خصوص در بین پیران قوم، داستان‌های عاشیق‌ها دهان به دهان می‌گردد و به مسوولیت تقویت فرهنگ شفاهی مردم و اثرگذاری‌اش در جوامع روستایی تداوم می‌بخشد و عمق نفوذ معنوی‌اش را در دل‌ها عمیق‌تر می‌سازد.

در ترکیه، جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و ارمنستان و کشورهای قفقاز، این اثر اجرا می‌شود. در ایران موسیقی عاشیقی گستره پیوسته‌ای از منطقه آذربایجان شرقی، اردبیل، هشتپر و توالش، قزوین، زنجان، همدان، استان مرکزی، فارس، گلستان، خراسان، آذربایجان غربی و جبهه‌ای از خاک مازندران را در بردارد که مهم‌ترین آن‌ها در ذیل توصیف می‌شوند.

موسیقی ترکی آذربایجان غربی گرچه با موسیقی آذربایجان شرقی هم ریشه است؛ اما به سبب همسایگی با ترکیه، تاثیرات نمایانی را از موسیقی شرقی ترکیه پذیرا شده است. شاخص‌ترین نوع موسیقی ترکی در آذربایجان غربی، موسیقی عاشیقی است.  به جز تاثیرات موسیقی شرقی ترکیه، حضور فرهنگ‌های کردی، ارمنی و آسوری نیز تا حدودی موجب تمایز یافتن موسیقی عاشیقی آذربایجان غربی و شرقی گردیده است.

عاشیق‌های آذربایجان غربی، بی همراهی " بالابان " و " دایره " ( قوال ) به اجرای موسیقی می پردازند و به همین دلیل، در مقایسه با عاشیق‌های آذربایجان شرقی، کارشان دشوارتر است. حضور بالابان و دایره ( قوال ) در موسیقی عاشیقی آذربایجان شرقی و جمهوری آذربایجان تا حدودی باعث افت نوازندگی و خوانند گی عاشیق‌ها شده و با گذشت زمان از قدرت آن‌ها کاسته است. این در حالی است، که عاشیق‌های آذربایجان غربی چون یک تنه به اجرای موسیقی می‌پردازند، ناچارند که هم در خوانندگی و هم در نوازندگی چیره دست باشند. به طور کلی، می‌توان گفت که سنت خنیاگری در چهارچوب فرهنگ عاشیقی در دست عاشیق‌های آذربایجان غربی سالم‌تر مانده است.

عاشیق‌های ارومیه، سلماس، میاندوآب و خوی، به طور کلی دارای شیوه‌ای یکسان هستند؛ اما تفاوت‌های لهجه‌ای در هرکدام از شهرهای یاد شده، سبب تغییرات چندی در ساختار نغمه‌ها نیز گردیده است.

به طور کلی می‌توان چنین پنداشت که موسیقی عاشیقی آذربایجان غربی از یک سو با موسیقی عاشیقی آذربایجان شرقی و جمهوری آذربایجان، و از سوی دیگر با موسیقی عاشیقی شرق ترکیه پیوند دارد و به مانند پلی، موسیقی عاشیقی آذربایجان شرقی و ترکیه را به هم پیوند می‌دهد. با وجود این، نزدیکی و ترادف نغمه‌های عاشیقی آذربایجان غربی با ترکیه بیش‌تر است؛ به طوری که بسیاری از "هاوا" های عاشیق های ترکیه توسط عاشیق‌های آذربایجان غربی نیز اجرا می‌شود.

در قدیم، در میان عاشیق‌ها سنتی دیرینه وجود داشت که آن را " باقلاما " یا " دیشمه " می‌نامیدند که نوعی رقابت و مسابقه و مشاعره بوده است. در این مسابقه که اغلب روزهای متمادی به درازا می‌کشید، عاشیق‌ها به مصاف هم رفته و داستان گویی می‌کردند. عاشیقی که شعرها و نغمه‌های بیشتری را در حافظه داشت، برنده اعلام می‌شد، و اغلب ساز رقیب را نیز به عنوان نشانی از پیروزی از او می‌گرفت. این سنت در آذربایجان غربی از میان رفته، اما در ترکیه هنوز رواج دارد. سازهای عاشیقی آذربایجان شرقی و غربی یکسان است، اما تعداد سیم‌های ساز در آذربایجان غربی کم‌تر است. به جز " هاواها "، آهنگ‌ها و داستان‌های موسیقی عاشیقی، ترانه‌های عامیانه، آوازهای کار، تصنیف‌ها، " بایاتی‌ها" ( که بخش عمده‌ای از ادبیات شفاهی آذربایجان است )"آخشاما "،  لالایی‌ها و ... نیز در میان ترک زبانان و به ویژه عشایر آذربایجان غربی رایج است.

با غور در موسیقی ترکی همدان می‌توان شباهت‌ها و تفاوت‌های آن را با موسیقی دیگر نواحی ترک نشین در داخل و خارج دریافت. این شعبه از موسیقی مقامی، به وسعت و پیچیدگی موسیقی ترکمنان یا ترکان آناتولی نیست؛ اما از همان اصالت خاص موسیقی ترکی برخوردار است.از موارد شباهت موسیقی ترکی همدان با موسیقی دیگر اقوام ترک، می‌توان به نحوه پرده گیری، ضربات حساب شده دست راست بر صفحه ساز به هنگام مضراب زدن و تغییر سریع میزان‌ها در یک اجرا اشاره کرد.

موسیقی ترکی غالبا با ساز چگور (یا چؤگؤر) اجرا می‌شود و گاهی ساز بادی بالابان را به همراه آن می‌نوازند. نواختن نغمات ترکی با کمانچه سه سیمه یا چهارسیمه و تار فارسی نیز کم و بیش رواج دارد. همچنین گاهی در عروسی‌ها از دهل و سرنا استفاده می‌شود.

در اجرای موسیقی عاشیقی همدان ندرتا از سازهای ضربی مانند دایره استفاده می‌کنند. بلکه بیشتر مقام‌های ترکی این ناحیه دارای ریتم‌های ضدضرب است و نمی‌توان سازهای ضربی را با آن‌ها هماهنگ کرد یا آن که این کار دشوار است.

از بین عاشیق‌ها و نوازندگان موسیقی ترکی همدان (با چوگور، کمانچه، ویولون، تار، بالابان، دهل و غیره) می‌توان از مرحوم عاشیق اکبر غفوری، عاشیق صحبت، عاشیق سلمان، مرحوم عاشیق شاطر لالجینی، عاشیق حیدر محمودی، عاشیق عباس ملایری، قدرت باقری خجسته، عاشیق فرج خوش قیافه و عاشیق علی نادری نام برد.

مقام‌های تنبور در بین ترک‌های همدان تا حدودی با مقام‌های رایج با مناطقی همچون صحنه تفاوت دارد و اشعار ترکی نیز در آن به کار می‌رود. از نوازندگان برجسته تنبور می‌توان از آقایان قدیر فرهادی و فخرالدین فرهادی (اهل گنده جین) و مهدی ملکی (اصالتا اهل چشمه قصابان) نام برد.

موسیقی بومی ایل قشقایی با نام "عاشیق‏ها"، "چنگیان" و "ساربانان" درآمیخته و در این میان موسیقی عاشیقی از جایگاه والایی برخوردار است، موسیقی عاشیقی کهن و گسترده است و با شعر فولک درآمیخته است.

عاشیق‏ها برای رویدادهای غمناک و شادرنوایی در سینه دارند. در هنر عاشیقی حماسه جایگاه ارزنده‏ای دارد و در شعر آن نیز عرفان مقامی شایسته. حضور این هنرمندان را نه تنها در فارس، بلکه در آذربایجان و بیرون از مرزهای این سرزمین نیز می‏توان پی گرفت. از خلال روایات قومی می‌توان دریافت، که عاشیق‏های قشقایی در اصل از مناطقی همانند قفقاز، شیروان و شکی به فارس مهاجرت کرده‏اند و وجوه اشتراک قابل توجهی بین عاشیق‏های قشقایی و آذربایجانی به ویژه در زمینه بیان شجاعت و مردانگی افسانه‏وار "کوراوغلو" وجود دارد، ولی از نظر شیوه اجرا تفاوت‏هایی نیز با همدیگر دارند. آهنگ‏هایی همچون "کرمی"، "معصوم"، "محمود" و ... را با کمی اختلاف عینا در اجرای عاشیق‏های آذربایجان هم می‏توان ملاحظه کرد.
سازی که عاشیق قشقایی می‏نوازد شبیه سه‏تار و دارای 9 سیم است، که عموما آن را با مضراب و یا پنجه می‏نوازند، ولی در دهه‏های اخیر کاربرد تار، کمانچه و دیگر آلات موسیقی نیز جایگاهی در میان موسیقی قشقایی یافته‏اند که عمدتا مورد استفاده هنرمندان جوان قرار می‏گیرند.

از آهنگ‏های قدیمی و امروزی عاشیق‏های قشقایی، می‏توان از "سحرآوازی"، "جنگ‏نامه"، "محمدطاهر بیک"، "معصوم"، "صمصام"، "کوراوغلو"، "محمود و صنم"، "محمود و نگار"، "باش خسرو"، "هلیله خسرو"، "بیستون"، "حیدری"، "گرایلی"، "باش گرایلی"، "باسما گرایلی"، "کرمی" و ... نام برد که برخی از آن‏ها همراه با داستانی که عمدتا مایه مهر و محبت و دلدادگی دارند، خوانده می‏شود. هرکدام از آهنگ‏های مذکور با پیشینه قومی و تاریخ قوم قشقایی و دیگر اقوام ترک زبان ارتباط جدایی‏ناپذیر یافته‏اند.
عاشیق‏های قشقایی معمولا همراه عشایر کوچ می‏کنند. از معروف‏ترین عاشیق‏های معاصر ایل قشقایی می‏توان به "عاشیق صیاد" و "عاشیق اسماعیل" اشاره کرد.

گذشته از عاشیق‏ها، در میان ایل قشقایی هنرمندان دیگری نیز هستند که به "چنگیان" معروفند. این هنرمندان "کرنا" و "نقاره" می‏نوازند و پیشه اصلی آن‏ها نوازندگی است. اغلب مردم ایل، این گروه را چندان حرمت نمی‏نهند و آن‏ها را گروهی پست می‏شمارند و حتی از وصلت با آن‏ها خودداری می‏کنند.

چنگیان که نمی‏توانند تنها از راه هنرمندی به زندگیشان ادامه دهند، به کارهاییی مانند اصلاح سر و صورت، کشیدن دنان، ختنه کردن کودکان و ... می‏پردازند. از هنرمندان منسوب به گروه چنگیان می‏توان از "گنجی" و "فرامرز" نام برد که بیشتر اوقات همراه ایل کوچ می‏کنند. فرامرز در اجرای کرنا شیوه و سبک خاص دارد.

"ساربانان" گروهی دیگر از خادمان موسیقی ایل قشقایی هستند، که صرفا براساس ذوق و علاقه شخصی به کار موسیقی کشانده شده‏اند. آنان آهنگ‏های قومی ایل قشقایی را با " نی" می‏نوازند. نی در میان قشقایی‏ها، سازی قدیمی و شناخته شده است که هنوز از محبوبیت و اهمیت ویژه‏ای برخوردار است. از آهنگ‏های مخصوص ساربانان " گدان دارغا " را می‏توان نام برد که در وصف شترهای در حال حرکت است.

ترانه‏های عاشیق‏ها و چنگیان به زبان ترکی قشقایی است، ولی ساربانان با زبانی غیر از ترکی قشقایی آواز می‏خوانند که در اصطلاح محلی به نام "کوروشی" مشهور است. جای شگفتی است که ساربانان با آنکه دارای فرهنگ ایل قشقایی هستند با زبانی شبیه زبان پهلوی سخن می‏گویند. در حال حاضر به دلیل تعداد اندک این قبیل افراد، زبان آن‏ها نیز در حال از بین رفتن است، تا جایی که حتی فرزندان آن‏ها نیز رغبتی به تکلم با این زبان ندارند.

در کشورهای ذکر شده نیز، موسیقی عاشیقی با تفاوت‌های اندکی اجرا می‌‌شود اما چارچوب اصلی به آنچه در ایران وجود دارد بسیار نزدیک است.

 
نقل از:‌موزه‌ی مجازی میراث معنوی ایران

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★
عــشقین کے قــراریندا وفــــا اولمیاجایمیش
بیلمم کے طبیعت نـــیہ قویموش بو قرارے

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط نرگس یاری
۹۵/۲/۱۴, (۰۵:۰۴ عصر)
ارسال: #2
RE: ادبیات و اشعار عاشیقی در ترکی زبان آذربایجانی.بخش دوم
سلام جناب آذر اوغلو
چوخ فایدالاندیم. ساغ اولون.

بی ریا باش تا خدا شوی
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط آذراوغلو
۹۵/۲/۱۴, (۰۶:۱۰ عصر)
ارسال: #3
RE: ادبیات و اشعار عاشیقی در ترکی زبان آذربایجانی.بخش دوم
سلام جناب آذر اوغلو
چوخ فایدالاندیم. ساغ اولون.

بی ریا باش تا خدا شوی
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط آذراوغلو
۹۵/۲/۱۴, (۰۶:۵۵ عصر)
ارسال: #4
RE: ادبیات و اشعار عاشیقی در ترکی زبان آذربایجانی.بخش دوم
سلام نرگس باجی
ممنون کی وارسیز.سئویندیم کی سیز اوچون فایدالی اولدو. ساغ اولون

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★
عــشقین کے قــراریندا وفــــا اولمیاجایمیش
بیلمم کے طبیعت نـــیہ قویموش بو قرارے

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

در گوگل محبوب کنید :