logo-samandehi

    قوانین انجمن:
  • سرقت ادبی ممنوع
  • هر شاعر می تواند هر هفته یک شعر درج نماید. اشعار در پایان هفته توسط مدیران بررسی و تایید می گردد.
  • از ارسال تاپیک و کامنت موهن جداً خودداری نمایید و از نقد غیر تخصصی و احساسی بپرهیزید.
  • به جای درج پاسخ های کوتاهی مانند «زیبا بود» ، از گزینه ی «تشکر» استفاده نمایید.


آخرین موضوع ها: --- تبریک سال نو --- انتشار مجموعه غزل «نشسته در ته فنجان» اثر سید مهدی حسینی( مسافر) --- آغاز فعالیت کانال تلگرام انجمن شاعران جوان --- آغاز فعالیت صفحه ی رسمی اینستگرام انجمن شاعران جوان --- ثبت اشعار اعضای انجمن در سامانه ثبت وزارت ارشاد --- جلسه حضوری کارگاه تخصصی غزلترانه --- گزارش دومین عصر شعر ۳۱ تیرماه ۹۵ --- مسابقه فیلم نامه نویسی ---

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سیر غزل در ادبیات ترکی آذربایجانی
۹۵/۲/۲۷, (۰۹:۰۱ عصر)
ارسال: #1
سیر غزل در ادبیات ترکی آذربایجانی
با فرايند پيچيده اي به نام غزل تركي روبرو هستيم پديده اي كه از طرفي ريشه در ادبيات عرب دارد  ازسويي وامدار ادب فارسي ست از سويي ديگر برخاسته از فرهنگي منحصر به فرد به نام فرهنگ ملل ترك مي باشد واز طرفي با طي مسير رشد وبالندگي امروزه داعيه ي تبديل شدل به قالبي مستقل وخود بسنده وخلاق را دارد

سير تکويني غزل وغزل ترکی در آذربايجان

 

فهميدن اينكه اين قالب كه با وجود روند فزاينده ي (سربست )نويسي در ميان جوانان تركي نويس روز به روز بر طرفدارانش افزوده مي شود چگونه به اينجا رسيده وچه فراز ونشيب هايي را طي كرده است كاري دشواريست كه در ادامه سعي بر آن است كه با بررسي سير تكاملي اين قالب تا حدودي بدان دست يابيم

غزل آذربايجان به طور كلي به دو بخش تقسيم مي شود

1 غزل فارسي يا همان تركان پارسي گوي

2 غزل تركي

: در آذربايجان بر اساس شرايط خاص تاريخي و جغرافيايي ادبيات مکتوب در قرون 4-1 هجري بيشتر به زبان عربي و بعد از قرن 5 هجري به زبان فارسي دري شکل گرفت. شعر آذربايجان از قرن 7 هجري به بعد به دو زبان ترکي و فارس به موجوديت خود ادامه داد. از قرن 12 هجري نيز شعر و ادب ترکي زبانها و ادبيات بيگانه را در شمال ارس به کلي تحت تاثير و فشار قرار داد و از دور خارج کرد. چنين اتفاق مبارکي در آذربايجان جنوبي بخاطر استمرار شرايط سياسي و تاريخي دوران پيشين و عدم تغيير جدي و عميق در محتواي حکومت وقوع پيدا نکرد و در چنين شرايطي ادبيات ترکي در رقابتي نفس گير با ادبيات فارسي به حيات خود ادامه داد.

در قرن 5 هجري در آذربايجان نيز مثل بسياري از سرزمينهاي شرق نزديک، زبان اصلي شعري فارسي دري محسوب مي شد. اولين غزل – نسيب ها نيز به اين زبان در ادبيات آذربايجان متعلق به قطران تبريزي هستند.به لحاظ بلوغ شرايط فرهنگي شکل عمده شعر اين دوران قصيده بود و مفاهيم تغزلي نيز به شکل نسيب هايي ضميمه قصايد مي شدند. اين نسيب ها شکل ابتدايي و نوظهور غزل امروز هستند که بدليل همين شرايط واسط نيز داراي برخي اشتراکات با قصيده و غزل است و البته تفاوتهایی نيز با آنها دارد. از جمله تفاوتهاي نسيب با غزل عدم وجود تخلص در آنهاست. اين ويژگي نسيب هاي قطران تبريزي، فلکي شيرواني، مجيرالدين بيلقاني و خاقاني شيرواني به وضوح قابل تشخيص است.

غزل به عنوان يک نوع ادبي مستقل، حيات خود را از قرن 6 هجري در آذربايجان و بسياري نقاط ديگر شروع مي کند. نمونه هاي کامل جنس ادبي به عنوان غزل را در آثار قوامي مطرزي، نظامي گنجوي، فلکي شيرواني، مجيرالدين بيلقاني و خاقاني شيرواني مي توانيم سراغ بگيريم. غزل در آذربايجان بويژه در قرن 6 هجري توسعه بيشتري پيدا مي کند و بنا به نظر اساتيدي نظير آزاده روستم اووا و محققيني نظير برتليس اين مساله با توسعه شهرنشيني که نمايانگر توسعه اجنماعي، فرهنگي و اقتصادي هست مرتبط مي باشد. شرايط جديد اقتضاء مي کرد تا شعر و ادبيات از کاخها به عرصه هاي عمومي تر منتقل شوند. با اين تغيير، ادبيات و بويژه غزل درونمايه هاي اجتماعي را نيز پذيرا مي شوند. در سده ششم هجري جمعيت آذربايجان فزوني مي يابد؛ تخصص و آگاهي مردم در زمينه صنايع و علوم گوناگون بالا مي رود. روابط فرهنگي، تجاري و سياسي آذربايجان با ايالات و کشورهاي اطراف گسترش مي يابد. روابط و بده بستانهاي فرهنگي نيز در چنين شرايطي بين شخصيتهاي علمي و فرهنگي اين سرزمينها اجتناب ناپذير مي نمود. همين امر باعث توسعه علوم و ادبيات مي گردد.

اگر شکل عمده ادبيات اين دوره فارسي است، اما روح ترکي در آنها غلبه دارد. اشارات مختلفي که در اشعار اين دوره به نمونه هاي تاريخي آذربايجان شده است به لحاظ ادبي و تاريخي مستندات ارزشمندي براي تاريخ و ادب آذربايجان مي باشند. به عنوان نمونه اشاره نظامي گنجوي به علت نگارش اشعار خمسه اش به فارسي در يکي از مقدمات اين مجموعه و ابياتي که ملاقات آتاباي و قيزيل ارسلان رادر لشگرگاهي در نزديکي گنجه به تصوير مي کشند در خسرو شيرين، مثالهاي ارزشمندي از همين مستندات مي باشند.

از نظر تاريخي، آزادي غزل از دربارها لازمه اين نوع ادبي نيز مي بود. پادشاهان و بزرگان بيشتر به تملق گويي و مديحه سرايي علاقه داشتند که در ارضاء اين ميل نيز قصيده و قصيده سرايان در خدمت آنها بودند. ليکن غزل با مضامين عاشقانه و اجتماعي اگرچه مي توانست خوشايند هر ذائقه اي حتي ذائقه حاکمان نيز باشد اما بيگمان مردمان عادي بيشتر مي توانستند پذيراي اين نوع ادبي باشند. در آثار خاقاني شاهد ادامه هر دو نوع قصيده و غزل در کنار هم هستيم. اگر چه همه اين تحولات باعث مي شوند تا غزل قرن 6 آزربايجان مراحل تکامل و پختگي خود را به سرعت طي کند اما صاحب نظراني مثل ميرزايف  غزل اين دوره حتي آثار شاعران قرن 7 هجري نظير سعدي را نيز به لحاظ تکامل ناقص مي دانند.

قرن 7 هجري از راه مي رسد. در اين سده شاهد پختگي و کمال غزل هستيم. فرم و محتوا در اعلا درجه پختگي هستند. مضامين گسترش يافته اند. ميراث سده ششم يعني روابط عاشق و معشوق، نشئه عشق، کدورت و ملال خاطر ناشي از عشق، منظره وصال و هجران، اگرچه مختصات خود را حفظ کرده اند اما مضامين جديد نظير توصيف مناظر طبيعي، سوژه هاي اجتماعي، سياسي، اخلاقي، تعليمي و تربيتي نيز بر اين مضامين افزوده شده اند. اين تحول تا درجه اي است که شاهد ظهور غزليات فلسفي و عرفاني هستيم. هنوز در قرن 7 غزل آزربايجان به فارسي سروده مي شود اما انتقال آن به عرصه عمومي باعث مي شود تا با علايق و زبان عموم مردم وفق داده شود و نتايج اين تغييرات را در سده هاي بعد شاهد خواهيم بود.

در آثار اين دوره شاهد تاييد ذوق دنيا پرستي و ملاحظه شادي و غصه ناشي از عشق زميني در آثار سيد ذوالفقار شيرواني هستيم. در آثار شعراي ديگر شاهد غزلياتي در اعتراض به جنگ، بي عدالتي و ظلم هستيم. غزلي که با پذيرش نقش اجتماعي بيشتر به خدمت انديشه هاي فلسفي و عرفاني باطنيه نيز در مي آيد. در غزل احدي مراغه اي نيز مضمون هاي عاشقانه و تاملات و حالات دروني انسان و نکات تعليمي تم غالب را شکل مي دهد.

در بحبوحه فرا رسيدن سده هشتم هجري که شاهد اوج تکامل فني غزل در آزربايجان هستيم، طليعه ظهور غزل ترکي نيز ديده مي شود. شاعراني مثل عزالدين حسن اوغلو، قاضي برهان الدين و نسيمي از پيشاهنگان اين حرکت هستند.

 

عيزالدين حسن اوغلو

 

اولين غزلي که به زبان ترکي آذربايجاني در دست داريم شعريست با مطلع زير که متعلق به عيزالدين حسن اوغلو مي باشد:

 

آپاردي کؤنلومو بير خوش قمر اول جان فزا ديلبر

"دلم را دلبري ماهرو ربود"

 

عيزالدين حسن اوغلو در اواخر قرن 7 هجري و اوايل قرن 8 هجري زندگي مي کرد. بعدها دهها نظيره از جانب ديگر شعرا بر اين غزل زيبا سروده شد. به نظر برخي اساتيد و اهل فن گرايشات عارفانه در اين شعر کاملا واضح و گويا مي باشد. گرچه به حسب غزل بودن، تمايلات و هيجانات عاشقانه انسان زنده در آن برتري دارد. فنون و مضامين مثل غزل عربي و فارسي مي باشد. گرچه سرودن آن به زبان ترکي ظرافت تازه اي به آن بخشيده است. بداعت شاعر در فتح راه تغزل ترکي آزربايجاني همراه با زيبايي اين غزل که بعد از ساليان هماره تازه و طرفه مي نمايد، ما را بر آن مي دارد تا زبان به تحسين اين شاعر باز کنيم. بدون شک همين تازگي و طرفگي باعث اين نتيجه گيري منطقي مي شود که بگوييم احتمال دارد اين نمونه، اولين نمونه رسيده به ما باشد و نه اولين نمونه غزل ترکي. زيبايي اين شعر بيشتر از يک فتح باب و تمرين اوليه است.

نمونه هاي شعر اين شاعر که بدست ما رسيده بسيار اندک

 


من اؤلسم سن بت شنگول، صوراحي ائيلمه قولقول

نه قولقول، قولقولي باده، نه باده، باده يي احمر

باشيمدان گئتمه دي هرگيز سنين له ايچديگيم باده

نه باده، باده يي مستي، نه مستي، مستي يي ساقر

 

قاضي برهان الدين

 

غزل ترکي آزربايجاني بخصوص از قرن هشتم هجري به دوره شکوفايي خود قدم مي گذارد. در اين قرن قاضي بورهان الدين با قريحه و ذوق تواناي خود، غرليات زيبايي به زبان مادري سرود. قاضي بورهان الدين اولين شاعري است که آثار وي به زبان مادري يعني ترکي آذربايجاني بطور کامل و به شکل مجموعه ديوان حفظ و نگهداري شده است. آثار وي در موزه بريتانيا با شماره 4126 در 608 صفحه عبارت از هفده هزار مصرع مي باشد. اين نسخه در دوره حيات شاعر، در سال 795 هجري کتابت شده است.

 

آثار قاضي بورهان الدين در تارخ تحول غزل ترکي آذربايجاني، معيار زيباشناختي آن، موضوع و مضمون آن، قالبهاي آن، ارتباط با فرهنگ و زبان گفتاري مردم، مسايل مربوط به سنن شعري، براي بررسي قوانين و جريان تحولات زبان ترکي آذربايجاني در آن دوره اسناد و مواد پرارزشي در اختيار مي گذارد.

 

غزلهاي قاضي بورهان الدين فاقد تخلص هستند. بيشتر غزليات وي غنايي و عاشقانه هستند. البته نمونه هايي نيز در موضوعات اجتماعي، سياسي و اخلاقي سروده شده است. مضاميني که همواره و همه جا با غزل بوده اند. عمده سمتگيري وي وصف زيبايان است. در غزل وي زندگي و عشق با تمام تنوع و چهره هاي بي بديل خود، بيان بديع خود را مي يابد. او غم و شادي، درد و ناله هاي عاشقانه و صميميت عشق را به صورت تابلوهايي زيبا خلق مي کند و به خواننده تماشاگر هديه مي کند.

 

قاضي بورهان الدين نه تنها در غزل آذربايجان که در عرصه ترکي سرايي از پيشروان است. نظم و نسق بخشيدن به زباني بکر آن هم در خلا اصول و معيارآفريني ها کار چندان آساني نيست. شاعر علاوه بر قريحه و طبع نازک و لطيف براي فراهم آوردن مواد شعري، بايد از قدرت بدعت گذاري و آفرينندگي نيز برخوردار مي بود. در سايه چنين مساعي بزرگي، غرليات وي بسي شيرين و روان از کار درآمده اند. شاعر از بکارگيري کلمات فارسي وعربي، خودداري کرده و از خزانه پربار ترکي شرقي و غربي استفاده کرده است. البته در عين حال از بکارگيري لغات متداول عربي و فارسي که در ترکي استفاده مي شوند امتناع ندارد. در غزل وي نه تنها کلمات و ترکيبات ترکي آذربايجاني که کلمات ترکي ازبکي يا جغاتاي و ترکي آناتولي نيز استفاده شده است. اين همه به شهرت وي در سرزمينهاي وسيع ترک افزوده است.

 

"گؤزومدن آخان ياشلارا توفان نئجه بنزر

اوره کدن اولان قانلارا عوممان نئجه بنزر"

 

براي مطالعه شعر قاضي بورهان الدين نيز به همين آگاهي ها مجهز بايد بود. مثلا در بيت زير جناس بکار گرفته شده، چنانچه خواننده آگاهي به شکل تاريخي کلمه استفهامي «هايانداسان» که بصورت شکسته «قانداسان» مي شود نداشته باشد، از درک ظرافت هنري اين شعر نيز بي بهره خواهد بود.

 

"کؤنلومه من دئديم کي قانداسان؟

غمزه سينين اوخلاري لا قانداسان"

 

نمونه هاي شعري وي برخلاف حسن اوغلو به سهولت در دسترس است و بنده حقير نيز تا جاييکه امکان داشته باشد از اين پس اين نمونه ها را با شما نيز در ميان خواهم گذاشت. براي حسن ختام اين نوشتار بدين بسنده مي کنيم:

 

مششاطه بانا م رشک ايله بير شانه گتبرمز

بنیم کيبي بو دونيايا ديوانه گتبرمز.

ايربردي1 جانومي لبیمه و? توتاغيني2

تا جانا ايربرمز لبیمي جانا گتبرمز.

اؤگرَندي کي گيزلی ساتا گؤوهريني لعلین

يعني نه قيلينور کاني دوکگانا گتیرمز.

سير گؤردي، شاها، لعلین ايچينده بو کؤنول?م

ايزي3 اولماز ايسه، بو لب و دندانا گتیرمز.

دوتدوم کؤنیلي زولفین ايله، شاها بو گئجه

بير پيري کيشي وی هله ديوانا گتیرمز.

توضيحات:

1- ايربردي (ايريردي): يئتيشيردي.

2- توتاغيني: دوداغيني

3- ايزي: نيشاني.

چنانکه ملاحظه مي شود اين شعر غني از لغات ترکي اصل است. لغاتي که هنوز در مسير تکامل خود چند فرمه نشده اند. اين مساله به لحاظ تکامل زباني نشانگر دوره وحدت زباني است. اما صرف افعال نيز همين حکايت را دارد. صرف فعل بصورت "گتیرمز" اگرچه الان نيز در برخي مناطق آذربايجان شمالي و جنوبي و نيز آناتولي شرقي رواج دارد اما اغلب شعرا از بکار بردن آنها امتناع دارند و فقط در اشعار کاملا محلي ديده مي شوند. اين همه هيچ نقصي بر شعر قاضي بورهان الدين نيست که همه هنر وي را نيز نشان مي دهد. استفاده از زبان خود با همه مشکلات آن براي بيان احساسات خود، بجاي تکيه بر زبان ديگر.

 

چهره هاي ماندگار غزل ادبيات كلاسيك تركي

 

ادبيات كلاسيك تركي واز جمله غزل تركي ازلحظه پيدايش تاكنون چهره هاي بزرگ و انكارناپذيري بر خود ديده است كه اين قالب شكوفايي وغناي خودرا بي گمان مديون اين بزرگان است با تمام اما واگرها ونقدهايي كه امروزه وبا روند استحكامي زبان ادبي تركي وتلاشهاي گسترده اي كه در جهت پالايش لغوي ونحوي اين زبان بر اين بزرگان نوشته يا گفته شده است باز هم هيچ كس نميتواند منكر تاثيرسرنوشت ساز اين ابرقدرتها بر حفظ زبان تركي در طول تاريخ (به نسبت خودشان)باشد

اين شاعران ره ميتوان ازبعد جغرافيايي وزيرگويشي به دوگروه تقسيم كرد

1 شاعران ساير مناطق ايران از جمله شيراز يا خراسان كه به لحجه هاي قشقايي و..تكلم

وشاعري ميكرده اند.

2 شاعران منطقه آذربايجان(اعم از شمال وجنوب ارس)

وشاعراني همچون

خواجه دخاني

ماذون قشقايي

خسرو بيگ

قول اوروج

مسيح خان

و...

كه در گروه اول قرار ميگيرندو

شاعراني بزرك ازجمله:

عماد الدين نسيمي

ملا محمد فضولي

اميرعليشير نوايي

ميرزاعلي اكبر صابر

سيد عظيم شيرواني

سيد ابوالقاسم نباتي

حاج رضا صراف تبريزي

علي آقا واحد

محمد حسين شهريار

و...

كه در گروه دوم قرار ميگيرند

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★
عــشقین کے قــراریندا وفــــا اولمیاجایمیش
بیلمم کے طبیعت نـــیہ قویموش بو قرارے

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

در گوگل محبوب کنید :