logo-samandehi

    قوانین انجمن:
  • سرقت ادبی ممنوع
  • هر شاعر می تواند هر هفته یک شعر درج نماید. اشعار در پایان هفته توسط مدیران بررسی و تایید می گردد.
  • از ارسال تاپیک و کامنت موهن جداً خودداری نمایید و از نقد غیر تخصصی و احساسی بپرهیزید.
  • به جای درج پاسخ های کوتاهی مانند «زیبا بود» ، از گزینه ی «تشکر» استفاده نمایید.


آخرین موضوع ها: --- تبریک سال نو --- انتشار مجموعه غزل «نشسته در ته فنجان» اثر سید مهدی حسینی( مسافر) --- دعوت به همکاری در مدیریت --- آغاز فعالیت کانال تلگرام انجمن شاعران جوان --- آغاز فعالیت صفحه ی رسمی اینستگرام انجمن شاعران جوان --- ثبت اشعار اعضای انجمن در سامانه ثبت وزارت ارشاد --- جلسه حضوری کارگاه تخصصی غزلترانه --- گزارش دومین عصر شعر ۳۱ تیرماه ۹۵ --- مسابقه فیلم نامه نویسی ---

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سید عظیم شیروانی
۹۵/۳/۱۷, (۰۴:۳۳ عصر)
ارسال: #1
سید عظیم شیروانی
سید عظيم شيروانی که در اشعار خود از تخلص سید استفاده می‌کرد از پرکارترين و مظلوم ترين شاعران آذربايجانی است که 9 ژولای 1835 درزمان سلطنت سلطان محمدخان قاجار پدرناصرالدين شاه قاجار در خانواده ای روحانی در شهر شاماخی آذربایجان شمالی، متولد شد.پدر ایشان سید محمود از رجال معتبر و مشهور شهر بود که در زمانی که سید عظیم تنها 7 سال داشت وفات یافت، بنابراین سید عظیم تحت حمایت و سرپرستی ملا حسین، پدربزرگ خود رشد یافت .

ملاحسین دردهکده ی ياقسای داغستان سمت کدخدايی داشت و مسائل شرعی و عرفی مردم را حل و فصل می کرد ملاحسين بعداز وفات دامادش، دختر و نوه عزيز خود، سيد عظيم را به داغستان برد و از آنها به نحو احسن نگهداری و مراقبت کرد. سید عظیم از پدربزرگ خود زبانهای فارسی و عربی را آموخت و 10 سال بعد به شاماخی برگشت و تحصیلات سطح میانی روحانیت را به اتمام رسانید. در سال 1856 میلادی جهت تحصيل و تکميل علوم عقلی و نقلی به نجف اشرف مشرف شد، بعداز چند سال تحصيل درنجف اشرف به بغداد و استانبول و شام رفته و مدتها جهت تحصيل علوم جديد درآن شهر ها اقامت گزيد.
درشهر شام وضعيت معاش و گذران سيد تعريف خوبی نداشت و تنگدستی او را به تنگ آورده بود، سيد عظيم بعداز مدتها کسب علوم و فنون ازمحضر استادان شهرشام دوباره به وطن خود مراجعت نمود ولی بعداز مدتی جهت زيارت مکه مکرمه به عربستان رهسپارگرديد. سيد عظيم شيروانی سال 1869میلادی در سرزمین مادری خود مدرسه ای بر اساس اصول و سبک نوین باز کرد که با مکتب های قدیمی و خوفناک آن زمان فرق زیادی داشت و تا پايان عمر شريف خويش در کنار تعلیمات دینی به تدریس تاریخ، جغرافیا، حساب ریاضی، به زبانهای ترکی و فارسی پرداخت و همچنین کودکان آذربايجانی را با مهارتهای فنی و تخصصی آشنا کرد.
جالب است بدانید که شاعر بزرگ آذربایجان، میرزا علی اکبرصابر و همچنین نویسنده بنام آذربایجان سلطان مجید غنی زاده و بسیاری دیگر از شاعران و نویسندگان معاصر آذربایجان در مدرسه او تحصیل کرده اند.
سید عظیم شیروانی دارای دو اثر ادبی و کلیات به زبانهای ترکی و فارسی می باشد. در میان آثار سید عظیم ترجمه هایی نیز از منابع مختلف شرق موجود است، همچنین ایشان دارای چند نمونه شعر به سبک اشعار فضولی، حافظ و سعدی نیز می باشد. البته سید عظیم شیروانی دارای غزلهای عاشقانه فراوانی می باشد که معمولاً با این غزلهای شاهکار شناخته می شود. در غزلهای شاعر عشق به زندگی، نگاه خوشبینانه و بی غم به زندگی و اعتقادات دینی دارای جایگاه ویژه ای می باشد. سید عظیم دارای مهارت زیادی در جان بخشی عمیق و با حرارت به شعر می باشد که در غزالهای شاعر آشکارا نمود پیدا می کند.
سید عظیم شیروانی به دلیل تدريس علوم جديد از قبيل عدم مرکزيت زمين که دانشمند مشهور گاليله را بخاطر اعتقاد به آن دراروپا می خواستند اعدام کنند و نيز تبين منشاء زمين لرزه و باران باعلوم جديد و عدم اعتقاد به علوم عوام بويژه به منشاء گاو و ماهی درمبحث زلزله شناسی، از طرف جهال متهم به کفرو طغيان گرديد، جهال به ويژه از تدريس علوم جغرافی برای بچه مسلمانان به شدت ناراحت بودند و با صراحت علوم جغرافی را منافی اهداف اسلامی می پنداشتند. چون سيد عظيم شيروانی بشدت در مقابل رواج جهل و خرافه حاکم برشماخی ايستاده و درمقابل عوامل ارتجاع حاضر به هيچگونه انعطاف و سازش نبود عاقبت به اشاره عوامل تثليث( زرو زورو تزوير )، بیستم می 1888میلادی درشب احياء حضرت مولای متقيان درموقع خروج ازمسجد توسط لوطيان مافياسان آذربايجان به شهادت رسيد.




بيرليلی سئوييب عشقده سئودالره دوشدوم
 مجنونه دونوب دامن صحرالــره دوشدوم
سئودای سرزلفده سرمايمـــــی وئرديم
سود ائيلمه ديم گورنئجه سئودالره دوشدوم
بيرطفل صغيرآلدی منيم عقليمـــی الدن
ای پيرکونول گورغم کبرالـــره دوشدوم
هـــرجانبه باخ بيربت هرجائی گوررسن
 هــــريئرده عبث تهمت بيجالره دوشدوم
صنعانــــی اولوب بيربت ترساطلبينده
هــــــردم هوس ديرو کليسالره دوشدوم
شايد گتيررم داميمه اول دريتيمـــــی
غـواصه دونوب عشق ايله دريالره دوشدوم
تاکـی بيرالين اوپمک اوچون پيرمغانين
ساقـی نين اياغيندان اوپوپ پالره دوشدوم
عکس رخينـــی ساغرصهباده گورن دم
بی تاب اولوبان اوزگه تمنالــــره دوشدوم
بيلدی منـی نادان ائيله دی پند ، خلايق
صد شکرکـــــی سيد دل دانالره دوشدوم




کیم کی ایستر اوزونی سرور ایام السین
در میخاننی اوپسون طلبی جام السین
آب کوثرده منیم هر نه نصیبیم وارسا
دوندریب ربیم اونو باده ی گلفام السین
یار گلدی هامی اوز دردینه مشغول اولدی
قالمادی کیمسه منیم دردیمه انجام السین
سن نه کوتاهیسن ای شام وصال دلبر
حق منیم عمرومی کسسین سنه انعام السین
اولسا ناکاملیغیم گر او پرینین کامی
دلی دیوانمی حق دهرده ناکام السین
سید اول زلف رخوندن کی حکایت سویلر
ایستیر کین گونون اول وجهیله آخشام السین 


نه بو گـــــون باغیدا یاریـم نه می یم وار منیم
سئــــیر گــــــلزارده بیــــهوده نه ییم وار منیم
ســـــــیزی تانــــری یئتیرین پیر خراباته منی
کی بو گون ساقـــــــی الیندن گیله ییم وار منیم
منه معــــــــجون می لعـــلی دوا دور ساقـــــی
کــی غــــم هـــجرایله جسمیمده کیمیم وار منیم
جان سنین، جسم سنین، امر سنین،  فعل سنین
جمـــله سنسن بـــو آراده نه شـــی یم وار منیم
منــــی سید تکــــــی چــک  گوشۀ میخانه لره
آرتیــریـــر غـم داخی، مسجده نه ییم وار منی




ائیله دی آخر فلک اول گولعذاریمدان منی،
سالدی دشت غربت ایچره کوی یاریمدان منی.
ناقۀ سرگشته تک صحرا دولانسام، نئی عجب
کیم، فلک بیداد ایله اوزموش قاطاریمدان منی.
هجردن رنگیم سارالدی، شکر کیم، صراف عشق،
ایندی تانیر بو زر کامل عیاریمدان منی.
قالدی، من گئتدیمسه، ای نامهربان، کویینده دل،
باری گه گه سور دل بی اختیاریمدان منی.
شهر تفلیسین چلیپا باغلایان ترسا لری،
قورخورام کیم، آییرا آخردا تاریمدان منی.
سیّدا، من اول محبت اهلییم آفاقده –
کیم، تانیر اهل نظر خاک مزاریمدان منی.




ای تاری _ سری - زولفون" والیل اذا یغشا"
"والشمس" یوزون وصفین ذراته قیلیب انشا
ای مرشد -ی ناسوتی , وی سایر-ی لاهوتی
کیم اولمادی هم سیرین جبریل شب-ی اسرا
گون اولسا گئجه اولماز ,ای ماه,ندیر وچی
یلدای-ی سر-ی زولفون گون یوزده اولوب پیدا
سن جوهر,عرض عالم,سن اصل,طفیل آدم
هم علت-ی غائی سن,هم علته سن معبد
هر علته علت سن,سن باعث-ی خلقتسن
سن عین-ی مشیتسن,سن عالمه سن مولا
سن اول-و سن آخیر,سن ظاهر-و سن باطین
سن طیب-و سن طاهیر,سن صورته سن معنا
خورشید جمالیندان بیر ذره عیان اولدو
طور اوزره تجلاده-ن مبهوت قالیب موسی
"سید" نچیدیر ائتسین اوصاف سنی,ای شاه
ایظهار-ی خلوصیت ایله ر سنه اول شیدا.


★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★
عــشقین کے قــراریندا وفــــا اولمیاجایمیش
بیلمم کے طبیعت نـــیہ قویموش بو قرارے

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

در گوگل محبوب کنید :