logo-samandehi

    قوانین انجمن:
  • سرقت ادبی ممنوع
  • هر شاعر می تواند هر هفته یک شعر درج نماید. اشعار در پایان هفته توسط مدیران بررسی و تایید می گردد.
  • از ارسال تاپیک و کامنت موهن جداً خودداری نمایید و از نقد غیر تخصصی و احساسی بپرهیزید.
  • به جای درج پاسخ های کوتاهی مانند «زیبا بود» ، از گزینه ی «تشکر» استفاده نمایید.


آخرین موضوع ها: --- دعوت به همکاری در مدیریت --- آغاز فعالیت کانال تلگرام انجمن شاعران جوان --- آغاز فعالیت صفحه ی رسمی اینستگرام انجمن شاعران جوان --- ثبت اشعار اعضای انجمن در سامانه ثبت وزارت ارشاد --- جلسه حضوری کارگاه تخصصی غزلترانه --- گزارش دومین عصر شعر ۳۱ تیرماه ۹۵ --- مسابقه فیلم نامه نویسی ---

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
میرزا علی اکبر صـــابـــر
۹۵/۳/۲۰, (۰۱:۳۴ عصر) (آخرین ویرایش در این ارسال: ۹۵/۳/۲۰ (۰۱:۳۶ عصر)، توسط آذراوغلو.)
ارسال: #1
میرزا علی اکبر صـــابـــر
ميرزا علي‌اكبر طاهرزاده صابر در ۱۸۶۲ در شهر شماخي آذربايجان زاده شد. در كودكي به مكتب رفت و پس از داير شدن مدارس جديد در باكو به مدرسه رفت. در ۱۸۸۴ براي زيارت سفري به مشهد و سمرقند و بخارا كرد و مدتي هم به كربلا رفت. مدت‌ها به فارسي و تركي آذربايجاني غزل و قصيده مي‌سرود.

صابر نخستين اشعار خود را به صورت نوحه و مرثيه سرود و پس از آن سروده‌هايي فرهنگي به نظم درآورد و سرانجام در سال ۱۲۸۴/۱۹۰۵ به بعد به جستارهاي سياسي پرداخت. انقلاب ۱۹۰۵ روسيه و تأثير آن در قفقاز باعث اين دگرگوني شد و صابر با آغاز به كار نشريه ملانصرالدين به جمع نويسندگان آن پيوست. در سال‌هاي ۱۹۱۱-۱۹۰۶ صابر يكي از كوشاترين همگاران مجله طنز ملانصرالدين بود. سروده‌هاي طنز صابر با نام‌هاي مستعاري چون «هوپ‌هوپ»، «آغلار گوله‌ين» (متبسم گريان) و «ابونصر شيباني» چاپ مي‌شد. در جريانجنبش مشروطه در ايران آثار و اشعار او در ايران خوانده مي‌شد و بر نويسندگان و روشنفكران ايران اثر زيادي داشت.

بيشتر زندگي او در فقر گذشت. در ۱۹۱۰ در باكو در مدارس نفتي درس مي‌داد و در ۱۲۹۰/۱۹۱۱ از بيماري سل در باكو درگذشت.

سبك صابر سبك واقع‌گرا و تحول‌خواه است. اشعار وي در ديوان هوپ‌هوپ‌نامه (هدهدنامه) جمع‌آوري شده‌است. بخش آذربايجاني هوپ‌هوپ‌نامه توسط احمد شفائي به فارسي ترجمه شده‌است.

وي را  به حق مي توان يكي از بزرگترين شعراي معاصر آذربايجان ناميد. صابر نه تنها در تاريخ ادبيات آذربايجان، جايگاهي سترگ دارد، بلكه هم چون ميرزا جهانگيرخان صور اسرافيل روزنامه نگار نامي و مبارز ميهن مان٬ جايگاهي والا را در مبارزات مردم ايران براي آزادي و برابري به خود اختصاص داده است. شعرهاي صابر چون پتكي بر سر محمد علي ميرزاي قاجار و عمله جهل و ظلم و ارتجاع زمان فرود مي آمد و فرياد در گلو مانده مردمي بود كه به وسيله او در روزنامه هاي باكو پژواك مي يافت. در آن دوران روزنامه ملانصرالدين٬ به ارگان مجاهدين آذربايجان تبديل شده بود و صابر در اين ميان با اشعار آتشين خود٬ آتش به دامن استبداد مي انداخت. به ويژه آنجا كه با به تمسخر گرفتن ممدلي ميرزاي قجر مي گويد:

ايرانلي دئييل٬ جمله بيلير «مند علي» يم من

گرگان جفا و ستمين چنگلي يم من

ايرانلي لارين باشلاري نين انگلي يم من

سوررام٬ ايچرم٬ قانلاريني٬ چون زلي يم من

لاشه اؤزومون٬ ات اؤزومون٬ قان اؤزوموندور

شوكت اؤزومون٬ فخر اؤزومون، شان اؤزوموندور


صابر٬ فقط مرد ميدان سياست نيست. او به خوبي علت العلل دردهاي ايرانيان را مي داند. جهل و ناداني كه هميشه بزرگترين دشمن ايرانيان بوده و هست. از اين روست كه هنگامي كه مي خواهد آخوندهاي طرفدار محمد علي ميرزا(همچون ميرزا هاشم در محله دوه چي) را به طعن و ريشخند بگيرد٬ از آنان به عنوان كساني ياد مي كند كه خوشبختي آنان در گرو ناداني مردم است و به طعن مي گويد:

تحصيل علوم ائتمه كي٬ علم آفتِ جان دئير

هم عقله زيان دئير؛

علم آفت جان اؤلدوغو مشهورِ جهان دير

معروف زمان دئير؛

پندِ پدرانه م ائشيت٬ اي ساده جوانيم

ياخما غمه جانيم؛

خوش اؤل كسه كيم٬ وِل دؤلانيب٬ داغدا چوبان دير

آسوده همان دئير؛

صابر يك روشنگر راستين٬ تاريكي ها و پليدي هاي مردم دوران خويش را چون دملي چركين مي بيند و آنها را به سختي نشتر مي زند. يكي از بزرگ ترين دردهاي آن زمان- كه بدبختانه هنوز هم تا حدودي هست- اين بود كه زنان جزو انسان ها به شمار نمي آمدند و پدر خانواده به خود حق مي داد٬ هر گونه كه دلش مي خواهد با همسر و دخترانش و بلكه پسرانش رفتار كند. در آن دوران سياه، پدر٬ خود داماد خويش را بدون اينكه دختر ببيند٬ انتخاب كرده و دختر بعد از رفتن به حجله بود كه با مردي كه قرار بود٬ يك عمر زندگي كند٬ روبرو مي شد. چه دختر بچه گان بي گناهي كه مجبور بودند با مردي همسن و سال پدر خويش ازدواج كنند. از اين رو بود كه صابر با طعن و نيش از چنين شوهري(از زبان دختر بينوا) ياد مي كند:

اول گون كي آداخلاديز، اوتانديم

اؤغلان دئديز ارين٬ اينانديم

ار بؤيله اؤلورموش، ايندي قانديم

خان دؤستو٬ آمان دي٬ قؤيما گلدي

كرداري يامان دي٬ قؤيما گلدي

دودكش كيمي بير پاپاق باشيندا

آغ توكلري بللي دير قاشيندا

گرچي قؤجا دير٬ بابام ياشيندا

آمما سوراغان دي٬ قؤيما گلدي

كرداري يامان دي٬ قؤيما گلدي


اين شعر زيبا بعدها دستمايه اي شد براي يكي از شاه كارهاي صنعت سينماي آذربايجان(شوروي) تا از آن فيلم مشهدي عباد ساخته شود. داستاني كه در آن پدري ورشكسته٬ دختر ۱۵ ساله و زيباي خود را در حالي كه دل به جواني آراسته و شايسته بسته است٬ به يك پيرمرد ۷۰ ساله شوهر مي دهد. فيلمي  كمدي با مضموني انتقادي. بدبختانه اين داستان سياه در سرزمين ما به گونه اي ديگر در حال تكرار است. بدبختانه هنوز هم در سرزمين ما٬ اين معضل حل نشده است. هر چند كه تراژدي هايي از قبيل مشهدي عباد بيشتر در روستاها و خانواده هاي فقير قابل مشاهده است٬ در ديگر خانواده ها(به ويژه با بافت سنتي و مذهبي) اين تراژدي به گونه اي ديگر به پيش مي رود. در سرزمين ما هنوز پدرها و مادرهايي هستند كه براي فرزندانشان٬ هيچ حق انتخابي قائل نيستند و فرزند نيك از نظر آنان٬ آن است كه به انتخاب هاي پدر و مادر بله بگويد و از ميان انتخاب آنان٬ يكي را بپسندد. اگر احياناً اين فرزند در دانشگاه يا محيط كار يا در هر جاي ديگري(خارج از چارچوب و عرف خانواده) دل بست٬ در اين صورت است كه يك شورشي و يك فرزند خودسر است كه بايد با هر تمهيدي شده(او را از آينده ترساندن٬ تهديد به عاق كردن٬ تهديد به طرد شدن و از ارث محروم شدن و خط و نشان كشيدن و حتي در بعضي از خانواده ها با تنبيه فيزيكي)٬ وي را از تصميمش منصرف نمود. مهم نيست كه اين فرزند بالغ و عاقل شده٬ مهم نيست كه تحصيلكرده است يا نه٬ مهم نيست  و مهم نيست. چرا كه براي او كوچكترين حق تصميم گيري و انتخاب قائل نيستند.

آثار صابر بدين گونه فصل بندي شده‌است:

ساتيريك شعرلر (اشعار طنز) ۱۹۱۱ – ۱۹۰۶
تازيانه لر (جوابيه‌ها) ۱۹۱۱ – ۱۹۱۰
بحر طويل لر (بحر طويل‌ها) ۱۹۰۷ - ۱۹۰۶
مختلف شعرلر (اشعار گوناگون) ۱۹۱۱ - ۱۹۰۲
نشر ايللري بللي اولمايان شعرلر (اشعاري كه سال انتشارآنها نا معلوم است)
اوشاقلار اوچون شعرلر (اشعار كودكان) ۱۹۱۱ – ۱۹۰۲
نشر ايللري بللي اولمايان اوشاق شعرلري (اشعار كودكاني كه سال چاپ آنها مشخص نيست)
ترجمه لر (برگردانها) ۱۹۱۰ – ۱۹۰۶
فارسجا شعرلر (اشعار فارسي)
مكتوبلار (نامه‌ها)
هوپ هوپ مامه


★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★
عــشقین کے قــراریندا وفــــا اولمیاجایمیش
بیلمم کے طبیعت نـــیہ قویموش بو قرارے

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

در گوگل محبوب کنید :