logo-samandehi

    قوانین انجمن:
  • سرقت ادبی ممنوع
  • هر شاعر می تواند هر هفته یک شعر درج نماید. اشعار در پایان هفته توسط مدیران بررسی و تایید می گردد.
  • از ارسال تاپیک و کامنت موهن جداً خودداری نمایید و از نقد غیر تخصصی و احساسی بپرهیزید.
  • به جای درج پاسخ های کوتاهی مانند «زیبا بود» ، از گزینه ی «تشکر» استفاده نمایید.


آخرین موضوع ها: --- تبریک سال نو --- انتشار مجموعه غزل «نشسته در ته فنجان» اثر سید مهدی حسینی( مسافر) --- آغاز فعالیت کانال تلگرام انجمن شاعران جوان --- آغاز فعالیت صفحه ی رسمی اینستگرام انجمن شاعران جوان --- ثبت اشعار اعضای انجمن در سامانه ثبت وزارت ارشاد --- جلسه حضوری کارگاه تخصصی غزلترانه --- گزارش دومین عصر شعر ۳۱ تیرماه ۹۵ --- مسابقه فیلم نامه نویسی ---

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
صراف تبریزی
۹۵/۵/۲۰, (۰۶:۴۴ عصر)
ارسال: #1
صراف تبریزی
استاد سخن،شاعر نغز گفتار و دلسوخته مرحوم حاج رضا صراف تبریزی در سال 1271 هجری قمری در محله ی راسته کوچه تبریز در دربند حصار دیده به جهان گشود.در سن 12 سالگی پدر خود را از دست داد به ناچار برای گذراندن زندگی به شغل پدرش یعنی صرّافی روی آورد.مغازه اش در تیمچه ی حاج سید حسین میانه قرار داشت.در حین تجارت،به آموختن ادبیات فارسی و عربی پرداخت.
حاج رضا صراف همیشه در محافل علمی و ادبی شرکت داشت و از سال 1291 ه .ق (از 20سالگی) یکی از اعضای برجسته انجمن ادبی صفا بود که جلسات انجمن در خانه وی تشکیل می شد.او همیشه از محضر ادیب نامدار مرحوم « لنکرانی » پیش کسوت این انجمن استفاده می برد.

صراف در عمر کوتاه خود در حدود 2500 بیت شعر سروده که علاوه بر غزلیات،اشعار نغزی در موضوع حادثه ی کربلا سروده که حکایت از علاقه مندی و اظهار ارادت شاعر به ساحت مقدس معلم بزرگ شهادت حضرت حسین ن علی(ع) دارد و بیش از نصف دیوانش به مراثی و مدایح اهل بیت(ع)اختصاص یافته است.در حقیقت صرّاف یکی از 4 شاعر بزرگ مرثیه سرای 100-150 سال اخیر بوده است.
برخی از شاعران او را سعدی ترکی سرا و برخی دیگر او را با نظامی مقایسه کرده اند.شخصیت ادبی صراف چنان از عظمت و ابهت برخوردار است که شعرای بعد از او از جمله غزلسرای معصر علی آقا واحد تحت تاثیرش قرار گرفته.همچنین استاد شهریار از او چنان متاثر گردیده که او را به عنوان یکی از نوابغ ادبی آذربایجان مورد ستایش قرار داده است.
صراف نه ماه پس از صدور فرمان مشروطیت در 17 ربیع الاول سال 1325 در سن 54 سالگی به دنبال ابتلا به بیماری  آسم در تبریز چشم از جهان می بندد.

بی گمان حاج رضا صراف تبریزی یکی از قله های همیشه بلند شعر ترکی و به تعبیر شهریار:از نوابغ ادبی آذربایجان است. در عرصه ی غزل،شور انگیز ترین و لطیف ترین غزل های زبان ترکی به زبان ساده و بیانی شیوا و عاطفی از ذوق و قریحه ی سرشارضراف تراوش کرده است.در زمینه ی مدح،مرثیه و ثنا گستری آل علی(ع)بی شک صراف از مردمی ترین و دلسوخته ترین شاعران شیعی است.سوگ سروده های وی در ماتم سالار شهیدان امام حسین(ع) و یارانش ورد زبان عاشقان اهل بیت(ع) در ایران،جمهوری آزربایجان،ترکیه،داغستان و قفقاز است.

سادگی و روانی از ویژگیهای بارز زبان شعری صراف است.به گونه ای که کمتر متخصصی جرأت تصحیح دیوان صراف را دارد.تعبیرات پیچیده و کلمات مهجور و فضل فروشانه از ساحت شعر او به دور است.البته صراف،سادگی زبان و روانی بیان را با سَیَلان عاطفه،روشنی اندیشه و صنایع ادبی در هم آمیخته و با استفاده از صنایع لفظی و معنوی همچون تشبیه،حقیقت و مجاز،طباق،مراعات النظیر،لف و نشر،تجنیس،ارسال المثل و... سخن را غنا و استحکام بخشیده و به نهایت شیوایی و زیبایی رسانده است.با آوردن گوهر های معانی بکر و با الهام از ملکوت روشنی بخش فکر،بر بار معرفتی شعرش افزوده و با دمیدن روح احساس و عاطفه و ساختن تصاویر دل انگیز و تشبیهات رنگارنگ . گاه با نازک خیالی به شیوه ی شاعران سبک هندی کلام خود را دلنشین و ماندگار کرده است.


شرار شمع آهيمدن منيم پروانه لر ياندي
اؤزوم يانديم كول اولدوم سهلدور بيگانه لر ياندي

تجلاي جمال جام غملن بئيله سرگرمم
دوتوب اودياندي جانيم بيلمديم اما نه لر ياندي

يوزوم سويين اوزوم سويندن اوتري سوكيمي توكدوم
خجالتدن سويا دوندي مي و ميخانه لر ياندي

دئيون مجنونه بول بي خانمان اولماخليقين قدرين
شعاع حسن ليلادن سراسر خانه لر ياندي

يانارسان اي كونول گل طره جانانه چنگ اورما
نچون مشاطه لر چنگينده گؤردوم شانه لر ياندي

بلا صحراسي اولجاق مسكنيم بير آه چكديم كيم
دوتوب صحرا لراود صحرانشين ديوانه لر ياندي

بو غم كنجونده سنسيز اي منيم شمع شب افروزيم
پياپي آهيميلن مشعل شاهانه لر ياندي

محبت بوته سينده يانمادي بير نقدي صرافين
بو سوز عشقيلن چوخ عاقل و دیوانه لر یاندی




پريشان خاطريم بير طره پر پيچ و تاب ايستر
عجب ديوانه دير اوز قيدينه بند طناب ايستر

گلستان وجوديم شبنم غملن تاپار رونق
نئجه كيم ابر رحمت بارشين اهل عذاب ايستر

خيال وصليله بير لحظه شاد اولدوم خطا قيلديم
او بير درد و غمه ايندي گلوب مندن حساب ايستر

محبت اهلي محنت لذتين راحت بولور جانه
هميشه آرزوي هجر ائدر،ني خور و خواب ايستر

جنون عشق اولان گوندن سوروشماز كيمسه احواليم
بلي ديوانه دن عاقل هميشه اجتناب ايستر

سوساميش قتليمه پيكان غم ايستر ايچه قانيم
سانارسان كيم خمار آلوده دور جام شراب ايستر

اولور بزم محبتده شراب وصليلن سر خوش
او كس كيم سيخ محنتده كؤنول مرغين كباب ايستر

ييخيلميش كؤنلومه رحم ائيله ظاليم ائيلمه ويران
كيم اؤز معموره سين سن بي مروت تك خراب ايستر؟

در اميد اولوب صرافه هر بير سمتدن بسته
علي(ع) تك فاتح خيبر اليلن فتح باب ايستر




مني  سوْداي  زولفون ائيليوب  آشفته  مجنون  تك
آخار سيل سرشكيم هر طرف سرگشته جيحون تك

گداي ملك عشقم ليك اؤز شهريمده سلطانم
تؤكنمز نقد اشكيم ، وار اليمده  گنج  قارون تك

بو فكريلن كؤنول بير بوسه آلسون خاك پايوندان
گلور گؤزدن ، دوشرتوپراقه دائم اشك گلگون تك

گول  رويون  ائدنده  داغ  دلدن  لاله يه  نسبت
دولار كؤنلوم فضاسي داغيلن پيوسته، هامون تك

مني  بير تلخ  گفتاريله  ديندور ، آرزومندم
سنون زهرون گلير شيرين مذاق جانه، معجون تك

كؤنول قانيله دوْلموش بزم غمده كاسه  چشميم
اوْلوب چون جام عيشيم سرنگون بوطاس وارون تك

دئمه پيكان غمزون خون دلدن قانه غرق اوْلدي
درون سينه ده  ياتميش  صدفده درّ مكنون تك

قوپارّام  تيشه  حسرتله  هر بير گونده  مين داغي
مني شيرين لبون شوري ائدوب فرهاد، مجنون تك

نهال درد و غم اوْلسام نوْلور آخر دؤنوب حاليم
اوْلوبدور بار محنتدن  خميده  قامتيم ، نون تك

منم  صراف ، لاكن  نقد  طاعتدن  تهيدستم
دوْلوبدور دامنيم گرد گنه دن، فُلك مشحون تك


★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★
عــشقین کے قــراریندا وفــــا اولمیاجایمیش
بیلمم کے طبیعت نـــیہ قویموش بو قرارے

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

در گوگل محبوب کنید :