logo-samandehi

    قوانین انجمن:
  • سرقت ادبی ممنوع
  • هر شاعر می تواند هر هفته یک شعر درج نماید. اشعار در پایان هفته توسط مدیران بررسی و تایید می گردد.
  • از ارسال تاپیک و کامنت موهن جداً خودداری نمایید و از نقد غیر تخصصی و احساسی بپرهیزید.
  • به جای درج پاسخ های کوتاهی مانند «زیبا بود» ، از گزینه ی «تشکر» استفاده نمایید.


ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
گمشده هایی درون
۹۵/۷/۱۱, (۰۸:۵۹ عصر)
ارسال: #1
گمشده هایی درون
آمده باز شبی
ماه را می بینم
گرچه دور از من و این خلوت خاموش دلم
می درخشد هر شب
گرچه دور است ولی می بینم
ماه بر خلوت این خانه ی متروک تهی
که در آن ناله ی درمانده و آه
می کشد پنجه گریبانم را
و نویسد دست شب بر پاره ای ابر سیاه
راز پنهانم را
می سراید غزلی
خاطرم هست ، در آن دم که شدم
هر نفس محو تماشای نگاهش
گر چه گم گشت خیالم ز خیالش امّا
چشم من در طلبش مانده به راهش
من به بن بست رهی سو شده ام
که به آن پویا هرگز نبدم
گیرو دار ره تاریک چنان رازی ساخت
که به آن گویا هرگز نشدم
آن چنان گم شده ام در خلاء این شب تاریک و سیه
که مرا پیدا نیست
گوئیا جویا نیست
رفتم از خاطره ها
خسته ام از همه جا
می برد تا به جنونم
این همه چون و چرا
در سکوتی من و تنهایی و اندوه و سیاهی
می کشم از سر افسوس دل آهی
ظلمتی لایتناهی
بردم تا به تباهی

م.رها
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط احسان صادقی ، بابک_"رها" ، صــــــــــبا ، sakinh ، سیدجواد ذاکری ، بهناز سمیعی نژاد
۹۵/۷/۱۸, (۰۷:۰۴ عصر)
ارسال: #2
RE: گمشده هایی درون
سلام و عرض ادب جناب شیرویه
بهره مند شدم از شعر زیبایتان...احسنت
جسارتا یکی دو جا، اندک خروج از وزن مشهود بود که با قلم توانای شما به راحتی قابل ویرایشه
یک مورد دیگه هم استفاده از واژگان مخففی مثل "رهی" بجای "راه" و "سیه"بجای "سیاه" و حروفی مثل "ز" بجای "از" به شکل قدیمی هست که بهتره به شکل امروزیشون استفاده بشن. البته واژگانی که از ترکیب واژگان مخفف با واژه ای دیگه به دست میان از این قاعده مستثنی هستن مثل رهسپار یا رهاورد. اما در کل باید سعی کنیم اشعارمون منطبق بر زبان معیار یعنی همون زبان رسمی جلسات و روزنامه ها و مجلات و .... هست باشه. حتی در داستان و نمایشنامه و فیلنامه نویسی هم (به استثناء اونهایی که اتفاقی در برهه ای از زمان گذشته رو روایت میکنن) زبان ادبی کهن استفاده نمیشه. حتی میبینیم که واژگان و حروف به شکل قدیمی یا مخففشون دیگه بین دوست و فامیل و کوچه و بازار هم استفاه نمیشن. اینکه ما به زبان ادبی گذشته علاقه داریم درست اما وقتی شاعر امروز هستیم باید با زبان امروز شعر بسراییم. زبان شعر ما باید با زمانِ ما همخوانی داشته باشه.

ببخشید اگر پرگویی کردم
به امید شعرهای زیبای بعدی
موفق باشید

اندیشه...
کاهی بود در آخورِ ما کردند
تنهایی...
آبِشخورِ ما کردند
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط sakinh
۹۵/۸/۶, (۱۰:۱۴ صبح)
ارسال: #3
RE: گمشده هایی درون
سلام
دوست عزیز
نیمایی زیبایی بود واقعا لذت بردم
احسنت

آن چنان گم شده ام در خلاء این شب تاریک و سیه
که مرا پیدا نیست
گوئیا جویا نیست
رفتم از خاطره ها
خسته ام از همه جا
می برد تا به جنونم
این همه چون و چرا

تو خودت را مکن اینگونه غمین
لایق تو نبود ،هر کس و هر جای زمین
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط صــــــــــبا
۹۵/۸/۶, (۰۲:۳۸ عصر)
ارسال: #4
RE: گمشده هایی درون
سلام بر شما
آهنگین بودن کار کاملا مشهود بود بجز چند جا...
گاهی برخی کلمات تو ذوق میزد مثل "نبدم"
اما در کل خوب بود.
سپاس


زندگی نیست به جز نم نم باران بهار
زندگی نیست به جز دیدن یار
زندگی نیست به جز عشق٬ به جز حرف محبت به کسی
ورنه هر خار و خسی زندگی کرده بسی
زندگی تجربه تلخ فراوان دارد
دو سه تا کوچه و پس کوچه و اندازه یک عمر بیابان دارد
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط صــــــــــبا
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

در گوگل محبوب کنید :