logo-samandehi

    قوانین انجمن:
  • سرقت ادبی ممنوع
  • هر شاعر می تواند هر هفته یک شعر درج نماید. اشعار در پایان هفته توسط مدیران بررسی و تایید می گردد.
  • از ارسال تاپیک و کامنت موهن جداً خودداری نمایید و از نقد غیر تخصصی و احساسی بپرهیزید.
  • به جای درج پاسخ های کوتاهی مانند «زیبا بود» ، از گزینه ی «تشکر» استفاده نمایید.


ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شبِ وصل
۹۵/۹/۱۷, (۰۹:۲۲ عصر) (آخرین ویرایش در این ارسال: ۹۵/۹/۲۰ (۱۱:۴۹ عصر)، توسط بابک_"رها".)
ارسال: #1
شبِ وصل
ای تو غارت پیشه افسونگر کجایی؟
یادِ آن شب
می کند افسون دمادم این دلِ دیوانه ام را
دل به مسلَخ، پای کوبان، دست افشان
شد روانه
مثل پروازِ پرنده در گلستان
سوی لانه

خیلِ سنگینِ سپاهت
خون من پیشِ تو می‌آمد بپایت
از نگاهت...

بَه بَه و بَه بَه به آن شب
خنده های قاه قاهت
بَه بَه و بَه بَه ازآن شب، عشقبازی، وصلِ دیرین
لحظه های نابِ شیرین

بَه بَه و بَه بَه به آن دَم
جام های می دمادم
مِی روان شد از دو چشمان سیاهت
در نهادم...
... از همان می جانِ جانم
روزگاری به بلندای ازل تا بی نهایت
مستِ مستم


راستی درعمق چشمت چه نهفته است؟
لفظ و رمزی شاعرانه؟
جذب کاهی ماهرانه !
کهربایی، کهربایی ... مثل کاهم، کهربایی
چیست چشمت؟
شور شعرست و ترانه؟
شعرها شعرِ خدایی
نقش ها رنگِ رهایی...
توهمانی که نهانی
هوش جان را به تلاطم می کشانی
دل که دیوانه و رقصان
رو به سمتِ قبله گاهت
زیر پایت...
" من " به سمتت می دویدم
گاه گاهی می رسیدم
می شدم " تو"
تو که هر زخمِ جهان را به دلم تاب و توانی...

... بَه بَه و بَه بَه به آن چشم
که جهانم را به هم ریخت
روز و شب را به هم آمیخت

و نه هرگز شکوه کردم که کجایی
بانگ غلیان دل است این، از غمِ زندان، جدایی
شاید آخر به سراغم تو بیایی
و بیایی
و بیایی...

چه کند سود که من نغمه گر عشق شوم
خدایا سببی ساز که عاشق بشوم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط صــــــــــبا ، سیدجواد ذاکری ، sakinh
۹۵/۹/۲۰, (۱۱:۰۴ عصر)
ارسال: #2
RE: شبِ وصل
سلام جناب دلفان عزیز
لذت بردم از شعر زیباتون
پیشرفت در اشعار شما پیداست...تبریک
جسارتا اون قسمتی که فرمودین "تا به نهایت" بهتره بنویسین "تا بی نهایت" . اینطور از لحاظ وزنی روانتر هم هست
بهره بردم
موفق تر باشید

اندیشه...
کاهی بود در آخورِ ما کردند
تنهایی...
آبِشخورِ ما کردند
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط بابک_"رها"
۹۵/۹/۲۰, (۱۱:۴۸ عصر)
ارسال: #3
RE: شبِ وصل
سرکار خانم پوربافرانی گرامی سلام
عرض ادب و احترام
خیلی ممنون از لطف تون، پیشرفتی اگر هست به لطف نظر و راهنمایی های دقیق و پیوسته شماست.
ممنون از دقت نظرتون، در اون مورد هم حق با شماست و اتفاقا اول "تا بی نهایت" نوشته بودم که تغییرش دادم و به چشم اصلاح میکنم.

از اینکه اینهمه با حوصله وقت میذارید سپاسگزارم.
در پناه حق باشید.

چه کند سود که من نغمه گر عشق شوم
خدایا سببی ساز که عاشق بشوم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط صــــــــــبا
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

در گوگل محبوب کنید :