logo-samandehi

    قوانین انجمن:
  • سرقت ادبی ممنوع
  • هر شاعر می تواند هر هفته یک شعر درج نماید. اشعار در پایان هفته توسط مدیران بررسی و تایید می گردد.
  • از ارسال تاپیک و کامنت موهن جداً خودداری نمایید و از نقد غیر تخصصی و احساسی بپرهیزید.
  • به جای درج پاسخ های کوتاهی مانند «زیبا بود» ، از گزینه ی «تشکر» استفاده نمایید.


ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
گاهی میگویم..
۹۵/۹/۲۶, (۰۷:۴۶ عصر) (آخرین ویرایش در این ارسال: ۹۵/۱۰/۴ (۱۰:۳۵ صبح)، توسط پریسا شجاع رضوی.)
ارسال: #1
گاهی میگویم..
گاهی با خود میگویم
کاش مرده بودی!
پنجشنبه شب ها
با گل های ارکیده
(همانی که همیشه دوست داشتی)
سنگ قبرها را یک به یک رد میکردم
به تو میرسیدم
مینشستم
و سیل بی امان اشک هایم
سنگ سرد مزارت را شست و شو میداد.
شمع ها را روشن میکردم
وگلها را...
راستی!
با اینکه چندسال گذشت
هنوز هم عشقمان پابرجاست
مگرنه؟!
من که از عشقت مطمئن هستم!
دیگر پیش من نیستی ولی میدانم
که قلبت
هنوزهم زیرخاک با دیدن من به تپش می افتد
دست هایت
جز به دستان من، گرما نبخشید
وچشم هایت..
اما
چه محال دردناکی
دل آزرده و غمگین به این فکر میکنم
الان با ک هستی؟؟؟...
و این فکر
مدام
در ذهن من نشخوار میشود.
گاهی با تمام وجود میگویم
کاش مرده بودی..
و من هیچوقت نمیفهمیدم
کوچه ای یک طرفه را رفته ام
و نمیدیدم
کسی دیگر با تو قدم میزند
همان جاهایی که
روزهایی باهم خاطره ساخته بودیم
گاهی میگویم
کاش...

ممنون میشم اگه با نقدتون، راهنماییم کنین Big GrinHeart
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط بهناز سمیعی نژاد ، S.Hosseinzade ، بابک_"رها" ، توتیا (توتی) ، فرهاد گل
۹۵/۹/۲۹, (۰۳:۰۳ عصر)
ارسال: #2
RE: گاهی میگویم.. (از زبان عاشقی خیانت دیده...)
سلام پریسا جان
عالی نوشتی و غمگین
اونو مرده فرض کردی اوایل نوشته بعد وسطا کاملا مرده انگاشتیش:
###هنوزهم زیرخاک با دیدن من به تپش می افتد
دست هایت###
این قسمت رو میگم.
فکر کنم باید زیر خاک رو اصلاح کنی...
درود بر شما


زندگی نیست به جز نم نم باران بهار
زندگی نیست به جز دیدن یار
زندگی نیست به جز عشق٬ به جز حرف محبت به کسی...
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط پریسا شجاع رضوی ، S.Hosseinzade ، توتیا (توتی)
۹۵/۱۰/۴, (۱۰:۳۴ صبح)
ارسال: #3
RE: گاهی میگویم.. (از زبان عاشقی خیانت دیده...)
من اولش رو به صورت خیال نوشتم بعد کامل بردمش تو اون حس
انگار واقعا مرده
یعنی ب این حد دوست داشت واقعیت داشته باشه
سپاس از شما Smile

ممنون میشم اگه با نقدتون، راهنماییم کنین Big GrinHeart
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۹۵/۱۰/۶, (۰۴:۱۳ صبح) (آخرین ویرایش در این ارسال: ۹۵/۱۰/۶ (۰۴:۱۶ صبح)، توسط توتیا (توتی).)
ارسال: #4
RE: گاهی میگویم..
درود جناب رضوی
سپاس
من با نظر خانم سمیعی نژاد موافقم
بهتر بود از همان ابتدا اشاره به فرض گرفتن مرگ مخاطب می کردی
نه اینکه مخاطب در ابتدا مرده باشد و سپس مرده انگاشته شود که این باعث عدم تناسب مفهوم شده
در ضمن متن بین عشق و تنفر رها شده یعنی در کل شما سعی در بیان بیزاری خود از مخاطب با زبانی آمیخته به عشق کرده اید
ولی در اواسط متن بین این دو حس به یکباره در متن سکته ایجاد می شود و هیچ بستی میان این دو نیست تا خواننده از عشق عبور کرده و به ابراز حس تنفر از جانب شما برسد
ولی درکل زیبا و تاثیر گذار بود
موفق باشید.

خدا نیست، فقط تو هستی فقط تو
پس خدای خودت باش و بنده ی خودت
از حصار تعصب بگریز و به ایوان علم درآ
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۹۵/۱۰/۶, (۱۰:۱۵ صبح)
ارسال: #5
RE: گاهی میگویم..
سپاس از نگاه و توجهتون دوست عزیز Smile

ممنون میشم اگه با نقدتون، راهنماییم کنین Big GrinHeart
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

در گوگل محبوب کنید :