logo-samandehi

    قوانین انجمن:
  • سرقت ادبی ممنوع
  • هر شاعر می تواند هر هفته یک شعر درج نماید. اشعار در پایان هفته توسط مدیران بررسی و تایید می گردد.
  • از ارسال تاپیک و کامنت موهن جداً خودداری نمایید و از نقد غیر تخصصی و احساسی بپرهیزید.
  • به جای درج پاسخ های کوتاهی مانند «زیبا بود» ، از گزینه ی «تشکر» استفاده نمایید.


ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
معشوقه ماه
۹۵/۹/۲۹, (۰۳:۵۰ عصر)
ارسال: #1
معشوقه ماه
نترس چیزه زیادی از تو نمی خواهند ....
نه تغییر نت های جیر جیرک ها ....
نه یاد دادن بوسه به موج که بر صخره بزند ...
اهالی اهلی این شهر چیز زیادی از تو نمی خواهند ....
فقط دو چیز از تو میخواهند ....
اهالی اهلی این شهر ....
با ان دو چیز اشنایی ....
اشنایی که به ان دو قهری .
ان دو چیز این است ....
کمی کوتاه بیا ...
و بگو دوستت دارم ....
همین دو برای اهالی اهلی ان شهر کافی است ....
کوتاه بیا و....
از غرورت دست بردار و بگو دوستت دارم ...


زهرا علی نژاد
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط بهناز سمیعی نژاد ، هامان نیارمی ، فرهاد گل ، صالح ، sakinh ، شبگرد کوچه های خاکی
۹۵/۱۰/۲, (۰۸:۰۲ عصر)
ارسال: #2
RE: معشوقه ماه
سلام زهرا جان
به انجمن خوش آمدی.
نوشته با احساسی بود.
شاد باشی


زندگی نیست به جز نم نم باران بهار
زندگی نیست به جز دیدن یار
زندگی نیست به جز عشق٬ به جز حرف محبت به کسی...
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط زهرا علی نژاد ، فرهاد گل ، sakinh
۹۵/۱۱/۶, (۰۳:۲۵ عصر) (آخرین ویرایش در این ارسال: ۹۵/۱۱/۶ (۰۳:۲۸ عصر)، توسط زهرا علی نژاد.)
ارسال: #3
RE: معشوقه ماه
خیلی ممنونم بانو

همه می پنداریم که زنده ایم ....
زنده بودن را در نفس کشیدن .....
خلاصه میکنیم ....
همین که نفس بکشد و بدنش گرم باشد .....
نه سرد ....
این یعنی زنده .....
ولی نشده که کسی بپرسد که ....
_ اهای فلانی هنوز زنده ای ʕ....
هنوز دلت گرم است ʕ....
هنوز دلت نفس میکشد ʕ...
چرا کسی نمی پرسد ʕ
چرا من باید روی برگه این سوال ها را بنویسم ʕ
چرا مگر چه میشود که بپرسند ʕ..

من از سوسک میترسم ... اما حیوانات را دوست دارم.
من ازمرگ میترسم ... اما بهشت را دوست دارم .
من از خداحافظی می ترسم ... اما سلام را دوست دارم .
من از شب و تاریکی اش میترسم ... اما صبح و روشنایی اش را دوست دارم
برای داشتن چیز های خوب باید از چیز های بد بگذرم ... باید چیز های بد را در زندگی ام قبول کنم ...
چون که خوبی ها در کنار بدی ها معنا پیدا می کنند .
چون که صبح در کنار شب صبح می شود ....
اگر شب نباشد شب دیگر ....معنا ندارد ...
*********
دنیای همه تغییر خواهد کرد ....
دنیای من نه ...
چون که من عامل تغییر دنیا را در دستانم ندارم ...
عامل تغییر دنیای من ...
زمزمه های دوستت دارم توست...
تنها همین ...

می دانستی که تو با هر" دوسستت دارمی که نمی گویی " ...
باران نمی بارد ....
پنجره ها ترک بر می دارند ....
پرستوها آشیانه نمی سازند ....
گیاهان خشک میشوند ...
می بینی ....
تو با غرورت ....
نظم حاکم بر طبیعت را بر هم زده ای ....
غرور هم حدی دارد ....
تو دیگر شورش را در آورده ای ....

تو از هر اتفاقی در دنیا وحشتناک تری ......
تو از هر چیزی که در دنیا وجود دارد برای من خوفناک تری ....
همین که نیستی و تمام شبم را پر از استرس و اضطراب میکنی ....
برای من یکی کافی است .....
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط فرهاد گل ، sakinh ، بهناز سمیعی نژاد
۹۵/۱۱/۶, (۰۳:۳۹ عصر)
ارسال: #4
RE: معشوقه ماه
سلام و درود بانوی عزیز
سپاس برای این همه احساس
موفق باشید و پیروز

و تو ای انسان!!
لبریزی از غرور و خشم
بربند پای و ببند آن دهان که تو...
گم کرده ساحلی در این بیکران آب.
..فرهاد..
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط sakinh ، زهرا علی نژاد
۹۵/۱۱/۶, (۱۱:۱۷ عصر)
ارسال: #5
RE: معشوقه ماه
سلام زهرا جان
خوش امدی

الحق حرفت برای من تو این روزا به جا بود

کوتاه بیا و....
از غرورت دست بردار و بگو دوستت دارم ...







از بس سیلی نبودنت را خورده ام
لب هایم کبود ست


سکینه
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط زهرا علی نژاد
۹۵/۱۱/۷, (۱۰:۴۴ عصر) (آخرین ویرایش در این ارسال: ۹۵/۱۱/۷ (۱۰:۵۴ عصر)، توسط زهرا علی نژاد.)
ارسال: #6
RE: معشوقه ماه
خود را شاه شطرنج میخوانم ....
شاه شطرنج می دانم ....
هر چه بخواهد بشود ....
چون شاه شاه می ماند...

رد دانه های اشک در آنطرف پنجره مرا خجل کرده است .....
آنقدر خجل که گونه هایم گلگون شده است ...
گویا زن آن ور پنجره در پر تری دارد .....

کنارم نیستی ....
مثل همیشه ......
اما من تورا دارم در ..
لابه لای نداشته هایم ....

بعضی ها باید باشند ...
وای بعضی وقت ها ....
با تو بودن مرگ و با تو نبودن نبز مرگ است .....

در جیب هایت امید بریز ..
از چوب لباسی لباس مهربانی را بر تن و کلاه سربلندی را بر سر کن ....
و بر روی آن چشمان سیاهی شب ات عینک خوش بینی را بر چشم کن...
کفش های همت ات را به پا کن ....
دستکش های مهربانی ات را بر دست کن ....
و بایاد خدا روزت را شروع کن ...
وبه یاد داشته باش که هست خدا هنوز ........

پس واقعا بیا و از غرورت دست بردار ....
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۹۵/۱۱/۱۲, (۰۲:۵۲ صبح)
ارسال: #7
RE: معشوقه ماه
خانم علی نژاد گرامی لطفا از ارسال شعرهای ارسال نشده در زیر پست خودداری کنید.به سپاس یا نظر بسنده کنید.
تشکر


زندگی نیست به جز نم نم باران بهار
زندگی نیست به جز دیدن یار
زندگی نیست به جز عشق٬ به جز حرف محبت به کسی...
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

در گوگل محبوب کنید :