logo-samandehi

    قوانین انجمن:
  • سرقت ادبی ممنوع
  • هر شاعر می تواند هر هفته یک شعر درج نماید. اشعار در پایان هفته توسط مدیران بررسی و تایید می گردد.
  • از ارسال تاپیک و کامنت موهن جداً خودداری نمایید و از نقد غیر تخصصی و احساسی بپرهیزید.
  • به جای درج پاسخ های کوتاهی مانند «زیبا بود» ، از گزینه ی «تشکر» استفاده نمایید.


ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
انتظار
۹۵/۱۰/۲, (۰۵:۰۷ عصر) (آخرین ویرایش در این ارسال: ۹۵/۱۱/۱۲ (۰۹:۰۲ عصر)، توسط مهدی اصیل زاده.)
ارسال: #1
انتظار
قطار رفت
و باد با خود برد
مسافران جا مانده را
تو هیچ وقت نیامدی
و من بارها
پشت سر خودم
در ایستگاه تکرار شدم
در انتظار تو
نه مثل این قطار فرسوده
در انتهای ریلی زنگ زده
در ایستگاه متروک
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط پژمان روشن طبری ، بابک_"رها" ، sakinh ، آسمان آبی ، سینا احمدوند ، فرشته شهابی ، آرزو حاجی خانی ، بهناز سمیعی نژاد
۹۵/۱۰/۹, (۱۱:۱۸ عصر)
ارسال: #2
RE: انتظار
از شما دوستان..سروران و همکاران گرامی
کمال تشکر و قدر دانی را دارم.
پاینده باشید
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط sakinh ، فرشته شهابی
۹۵/۱۱/۱۲, (۱۲:۱۳ عصر)
ارسال: #3
RE: انتظار
سلام
فضای خوبی داره
ولی یه کم نیاز به ویرایش داره
مثلا شروعش اینطوری
..
قطار رفت
وباد با خود برد
مسافران جا مانده را..

...
خب حالا دلیل این تغییرات رو هم بگم
همه ی مسافران توضیح اضافیه
قطار رفت
یه حرکتی که انجام شد و تموم شد
..
شروع شعر وقتی با ایستگاه متروک شروع میشه
مشکل اینه که دیگه انتهای کار برای خواننده تازگی نداره
چون اولش گفته ایستگاه متروک
درصورتی که در ابتدا خواننده نمیدونه چه اتفاقی در ایستگاه افتاده
یعنی باید ندونه.
چرا باد اومد اول
مسافران رفت سطر دوم
جابجایی ارکان دوجا لازمه
یا به موسیقی درونی کمک کنه
یا روی کلمه ای تاکید کنه واونو برجسته کنه ومهم جلوه بدهد
تاکید روی باد است
باد با خود برد
چیز دیگه باخودش نبرد
پس باد اول میاد.
..
ویرایش بعدی

تو هیچ وقت نیامدی
ومن بارها
پشت سرخودم
درایستگاه تکرارشدم
درانتظارتو
وقطاری فرسوده
درانتهای ریل
درایستگاهی متروکه!

...
پس اینطوری شد

....

قطار رفت
وباد با خود برد
مسافران جا مانده را..

تو هیچ وقت نیامدی
ومن بارها
پشت سرخودم
درایستگاه تکرارشدم
درانتظارتو...
نه مثل این قطار فرسوده
درانتهای ریل
زنگ زده
درایستگاه متروک!

..
دیگه هرچی نظر شما باشه
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط مهدی اصیل زاده
۹۵/۱۱/۱۲, (۰۹:۰۶ عصر)
ارسال: #4
RE: انتظار
سرکار خانم حاجی خانی
با سلام مجدد
از نقد شما ممنون و سپاسگزارم.
بسیار نکته بین هستید
از اینکه وقت گرانبهاتون رو صرف خوندن و نقد شعر من کردید سپاسگزارم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط آرزو حاجی خانی
۹۵/۱۱/۱۲, (۰۹:۲۴ عصر)
ارسال: #5
RE: انتظار
سلام آقای اصیل زاده
خیلی قشنگه خانم حاجی زاده هم نکات خوبی رو گفتن.

نه مثل این قطار فرسوده
"نه "در ابتدای این جمله رو نمیتونم ربط بدم .
درود بر شما
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط مهدی اصیل زاده
۹۵/۱۱/۱۲, (۰۹:۳۱ عصر)
ارسال: #6
RE: انتظار
سلام بهناز جان
چون شاعر داشتند ایستادن خودشون رو با قطار مقایسه میکردند اینکه خودشون هنوز سرپا هستند ولی قطار فرسوده
بخاطر اون گفتند نه مثل ....
خودشون البته بهتر میتونند پاسخ بدهند
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط مهدی اصیل زاده
۹۵/۱۱/۱۲, (۱۰:۵۳ عصر)
ارسال: #7
RE: انتظار
با سلام خدمت شما سروران گرامی
سرکار خانمها سمیعی نژاد و حاجی خانی
این شعر 3 بار ویرایش و قسمتهای زیادی از اون حذف و تغییر داده شده است.
با سپاس از خانم حاجی خانی نسبت به کمک در ویرایش جدید
کلمه " نه " یه نوع مقایسه برای ایستادگی و انتظار قهرمان داستان با قطاری که از بین رفته است.در واقع قهرمان شعر هنوز امید به دیدن معشوق خود را دارد. اما در قطاری که زنگ زده و از بین رفته همچین چیزی وجود ندارد
ممنون از توجه شما
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط آرزو حاجی خانی
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

در گوگل محبوب کنید :