logo-samandehi

    قوانین انجمن:
  • سرقت ادبی ممنوع
  • هر شاعر می تواند هر هفته یک شعر درج نماید. اشعار در پایان هفته توسط مدیران بررسی و تایید می گردد.
  • از ارسال تاپیک و کامنت موهن جداً خودداری نمایید و از نقد غیر تخصصی و احساسی بپرهیزید.
  • به جای درج پاسخ های کوتاهی مانند «زیبا بود» ، از گزینه ی «تشکر» استفاده نمایید.


ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
برای زمانه
۹۵/۱۰/۱۱, (۰۳:۱۷ صبح)
ارسال: #1
برای زمانه
من برای زمانه، خودم را ترک زدم
گناه کردم و همسایه را کتک زدم

از بس خوابیدم و بیداری ندیده ام
اقبال بدم را، به اقبال تشک زدم

از خواب ناز پریدم و دیدم آخرِکار
صد سال خفته بودم و یکجا، من کپک زدم

هرکه در این باغ آمد و در برم نشست
زخمِ زبان افسار گشته و من فلک زدم

زخم دیگران دیدم و درمان نکردمش
نمکدان گشتم و زخم ها را هی نمک زدم

نالیدم و گفتم: سالک بی خبر شدی؟
هرچه بود و نبود بر گردن مَلک زدم

رند بودم و رندانه خریدم بند و بساط
بردم به خیابان و بساط در ونک زدم

دیدم شیطان آمد و گفت قیمتش بگو
به گزافه دادم و استاد را کلک زدم

خیرخواهی ما اسباب ریاست و صواب نیست
سیر نشستم و با گرسنگان پفک زدم

در مقابل انزار وام دادم به کولیان
امروز از جیب آنان دارالمَلک زدم

دست بر کودکان گسنه کشیدم و حیف
هار گشتم و جیب کودکانِ محک زدم

من برای زمانه خودم را ترک زدم
شکستم و شکسته ام را قدک زدم

دست برآوردم و بلند کردم بر آسمان
عبادت نکردم و آن مرد و آن زنک زدم

ای کاش زمانه می داد دستم را به توتیا
من از دست زمانه خودم را ترک زدم

خدا نیست، فقط تو هستی فقط تو
پس خدای خودت باش و بنده ی خودت
از حصار تعصب بگریز و به ایوان علم درآ
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط آرزو حاجی خانی ، sakinh ، هما توکلی پور ، مسكين
۹۵/۱۰/۱۷, (۱۰:۵۲ عصر)
ارسال: #2
RE: برای زمانه
دوستان این یکی از سروده های اولیه من است
و می دانم که ممکن است مشکلاتی از نظر وزن داشته باشد
و بنده را بخاطر کوتاهی وقت و عدم ویرایش اثر عفو کنید
و خشنود می شوم که نقد کنید.
سپاس از همه.

خدا نیست، فقط تو هستی فقط تو
پس خدای خودت باش و بنده ی خودت
از حصار تعصب بگریز و به ایوان علم درآ
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط بابک_"رها" ، آرزو حاجی خانی ، هما توکلی پور
۹۵/۱۰/۱۸, (۰۴:۵۱ عصر)
ارسال: #3
RE: برای زمانه
سلام و عرض ادب
سروده ی زیبا تونو خوندم
یه نکته ای که مد نظرمه
اینه که
یکی از شیوه های شکل گیری طنز
ناهمگونی زبانی است
مثلا میان محتوا یا واژگان زبان معیارو با زبان غیرمعیار آمیخته میگنند و شعر طنزگونه میسازند
مثلا دراین شعر
پفک ونک
درکنار فلک اومده
..
اگه برخی مشکلات رو نداشت طنز خوبی میشد
مثلا دقت بیشتری در مفاهیمش بشه
روانتر و آشنا تر
مثلا
خودم را ترک زدم یعنی چی؟
..
از لحاظ دستوری برخی جاها مشکل داره
رای مفعولی نداره.
...
از لحاظ وزنی به هم ریخته است
باید شما شعرها رو باصدای بلند بخونید تا گوشتون با وزن آشنا بشه
...
فعلا همینا به ذهنم میرسه
موفق باشین

تو بی نهایت عجیب و غریب، زیبایی
من ازشکوه تو در ازدحام میترسم

بمان کنارمن امشب، بجنگ تاخودصبح
من از مبارزه ی ناتمام میترسم


رضا رحیمی
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط sakinh ، هما توکلی پور ، بابک_"رها" ، توتیا (توتی)
۹۵/۱۰/۱۹, (۱۰:۱۳ صبح) (آخرین ویرایش در این ارسال: ۹۵/۱۰/۲۳ (۰۸:۰۲ عصر)، توسط هما توکلی پور.)
ارسال: #4
RE: برای زمانه
اسلام دوست گرامی
من هم اول که شعر رو خوندم به خاطر قافیه ها احساس کردم که طنز باید باشه اما نکته ای که خیلی مشهود هست در شعرتون اینه که ارتباط افقی و عمودی قوی نداره شعرتون و پیامی رو که مد نظرتون بوده به خوبی منتقل نکرده ..حتما با ویرایش و کمی وقت گذاشتن بهتر خواهد شد
آرزوی عزیز هم به زبان شعرتون اشاره داشتند و من دیگه پر حرفی نمیکنم
موفق باشید



عشق دانشکده ی تجربه ی انسانهاست
گر چه چندیست پر از طفل دبستان شده است

غلامرضا طریقی

یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط بابک_"رها" ، توتیا (توتی)
۹۵/۱۰/۲۱, (۰۸:۴۲ عصر) (آخرین ویرایش در این ارسال: ۹۵/۱۰/۲۱ (۰۸:۴۷ عصر)، توسط توتیا (توتی).)
ارسال: #5
RE: برای زمانه
درود خانم حاجی خوانی
سپاس از نقد مفید شما و اینکه سرزدید
درباره ی وزن خودم هم گفتم که مشکل دارد و می پذیرم
درباره ی مفهوم هم فکر می کنم منتقل شده و مشخص است
و درمورد تداخل زبانی باید بگم که همان طور که شما فرمودید مقصودم سرودن شعر طنز نبود بلکه ایجاد یک طنز ملیح در شعر بود
درمورد مشکلات دستوری خوشحال میشم بیشتر توضیح دهید
در نهایت درمورد مصرع اول (تَرَک زدن) باید بگم که در شعر خودم را همچون شیشه فرض کرده ام که در مصرع بیست و چهارم مشهود است
ومنظور از ترک زدن شیشه همان پاره پاره کردن خود برای دنیا مانند پارچه است.
در آخر بخاطر پاسخ دیر هنگام امیدوارم بنده را عفو کنید
موفق و سربلند باشید.

درود خانم توکلی پور
سپاس از اینکه سرزدید
و پوزش بخاطر دیر پاسخ دادنم
موفق باشید.

خدا نیست، فقط تو هستی فقط تو
پس خدای خودت باش و بنده ی خودت
از حصار تعصب بگریز و به ایوان علم درآ
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط بابک_"رها" ، آرزو حاجی خانی ، هما توکلی پور
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

در گوگل محبوب کنید :