logo-samandehi

    قوانین انجمن:
  • سرقت ادبی ممنوع
  • هر شاعر می تواند هر هفته یک شعر درج نماید. اشعار در پایان هفته توسط مدیران بررسی و تایید می گردد.
  • از ارسال تاپیک و کامنت موهن جداً خودداری نمایید و از نقد غیر تخصصی و احساسی بپرهیزید.
  • به جای درج پاسخ های کوتاهی مانند «زیبا بود» ، از گزینه ی «تشکر» استفاده نمایید.


ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شهاب
۹۵/۱۰/۱۶, (۰۸:۱۲ عصر)
ارسال: #1
شهاب

آنروز که در پرچمت ای گل عسل افتاد
لرزید دلم ، خون به حیات ِ گسل افتاد

رفتم به حیاطم چَمَنت سبز بکارم
از بختِ بَدَم برگِ خزانت بغل افتاد

بی تاب شدم در شب ِ تاریک خزیدم
افسوس که دست طلبم را مُچل افتاد

گفتم که بگیرم مدد از مخمل خورشید
بارید شهابی که اجاقم مَچل افتاد

از آتش ِ هجران ِ‌نگاهت چه بگویم
آنقدر نشستم که امیدم مثل افتاد

محمد محسن خادم پور


چون نمی بینم جهان را اعتبار
خط نوشتم تا بماند یادگار
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط مسكين ، بابک_"رها" ، مهدی حسینی مسافر ، فرشته شهابی ، آرزو حاجی خانی ، لیلا نقشبندی ، S.Hosseinzade ، مريم بانو
۹۵/۱۰/۱۷, (۱۲:۵۸ عصر)
ارسال: #2
RE: شهاب
سلام استاد عزیز
بسیار زیبا و لذت بخش بود.
و همچنین استفاده بردم.

آنروز که در پرچمت ای گل عسل افتاد
لرزید دلم ، خون به حیات ِ گسل افتاد


برقرار و پیروز باشید.

چه کند سود که من نغمه گر عشق شوم
خدایا سببی ساز که عاشق بشوم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط آرزو حاجی خانی ، محمد محسن خادم پور
۹۵/۱۰/۱۷, (۱۲:۵۹ عصر)
ارسال: #3
RE: شهاب
درود بر شما استاد خادمپور عزیز و گرانمایه
لذت بردم از سروده ی دلنشینتون
پاینده باشید

شاعر!حواست باشد چه میسرایی!
چرا که در زندگیت محکوم به تجربه ی آنی...
تخیلات به واقعیت،سپس به آرشیو و تاریخ خواهند پیوست...(مسافر)
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط آرزو حاجی خانی ، محمد محسن خادم پور
۹۵/۱۰/۱۷, (۰۲:۱۳ عصر)
ارسال: #4
RE: شهاب
سلام جناب خادم پور
بسیار زیبا سرودین
در پناه حق باشید

درِ میخانه ببستند خدایا مپسند
که درِ خانهٔ تزویر و ریا بگشایند
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمد محسن خادم پور
۹۵/۱۰/۱۹, (۰۴:۴۳ عصر)
ارسال: #5
RE: شهاب
درود به شما استاد عزیز!
مانند سایر سروده های تان زیبا و دلنشین
شاد باشید

عاقبت با یک غــــــزل، او را هــــوایی میکنم
بعدِ عـــاشق کردنش، خود را فــــدایی میکنم
گفته اند او عاشقِ شعر است و شاعر پیشگی
با همـــــین ترفــــنــــد، از او دلربــــــایی میکنم
"امیر جان دل"
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمد محسن خادم پور
۹۵/۱۰/۲۰, (۰۱:۲۱ صبح)
ارسال: #6
RE: شهاب
درود جناب خادم پور گرامی
ردیف و قافیه ی دلنشین و طبق معمول شعری زیبا
لذت بردم
بی تاب شدم در شب ِ تاریک خزیدم
افسوس که دست طلبم را مُچل افتاد


راجع به این بیت و مفهومش اگه توضیح بدید ممنون میشم
همیشه از شما می آموزم
برقرار باشید


فکر کردن به تو یعنی غزلی شورانگیز
که همین شوق، مرا خوب ترینم! کافیست

یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط بابک_"رها" ، S.Hosseinzade ، محمد محسن خادم پور
۹۵/۱۰/۲۲, (۱۱:۳۳ صبح) (آخرین ویرایش در این ارسال: ۹۵/۱۰/۲۲ (۱۲:۱۵ عصر)، توسط محمد محسن خادم پور.)
ارسال: #7
RE: شهاب
سلام و عرض جناب رهای عزیز

سپاس از حضور و نظر ارزشمندتان

پایدار باشید

سلام استاد حسینی

دوست و همراه دیرینه و عزیزم

بی نهایت از لطف و محبت شما ممنونم

زنده باشید

سلام به خانم شهابی گرامی

از اینکه هستید و لطف دارید ممنونم

پایدار باشید

سلام به دختر عزیزم

سپاس از لطف همیشگی شما

زنده باشید

سلام عرض میکنم به شاعره ی توانا و خوش بیان

از ابراز لطف همیشگیتان به حقیر ممنونم

معمولن اشعار شما را می خوانم و بهره میبرم

در مورد سئوالتان قطعا با توجه به تخصص و تبحرتان در ادبیات نقصی در این بیت وجود دارد که از دیده من پنهان مانده است به این لحاظ آنچه که مد نظرم بوده است را عرض میکنم اگر نیاز به بازنگری بود خوشحال میشوم راهنمائی بفرمائید
همانطور که ملاحظه فرموده اید فضای شعر شرح هجران است

دربیت اول حکایت بهار است و اشتیاق دل

دربیت دوم حکایت خزان است و شروع جدائی

و در بیت مورد نظر شما ، بیت سوم ، تحقق کامل جدائی و ورود به شب و . . . مطرح گردیده است

طبیعتا در چنین حالتی توسل به نذر و نیاز و دعا و ... برای وصال میتواند مطرح باشد که با طرح اینکه

"دست طلبم را مچُل" در نظر داشته ام که یک اتفاق دوگانه را بیان کنم

مچل شدن دست از ناحیه عاشق و کوتاهی خود اوست یا ناشی از بی مهری معشوق است که دست عاشق را زده و مچل کرده است

و با همین دیدگاه دوبیت بعدی شکل گرفته است


با تشکر مجدد از توجه شما

خدا نگهدارتان

چون نمی بینم جهان را اعتبار
خط نوشتم تا بماند یادگار
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط بابک_"رها" ، هما توکلی پور
۹۵/۱۰/۲۲, (۰۱:۴۳ عصر) (آخرین ویرایش در این ارسال: ۹۵/۱۰/۲۳ (۰۸:۳۳ عصر)، توسط آرزو حاجی خانی.)
ارسال: #8
RE: شهاب
سلام و عرض ادب
شعر تون تصویرهای قوف العاده ای داره
بویژه بیت اول
هم مفهوم نزدیکش/ظاهریش/ زیباست
هم مفهوم دورش.
..
شاعر داره با تصویر حرفاشو میزنه
..
قافیه و ردیف سختی بود
که شما استادانه کارکردید.
..
گفتم که بگیرم مدد از مخمل خورشید
بارید شهابی که اجاقم مَچل افتاد

اینجا تضاد زیبایی داره
من میخواستم از مخمل خورشید کمک بگیرم
اما طور دیگه شد.
به نظرم اینطوری بهتره
به اجاقم مچل افتاد
...
مثلا این شهابه به عنوان مچل اومده افتاده تو اجاق.
یه جوری یه لذت یا خوشی برای کسی پیش میاد
بعد میگن از دماغم دراومد
یا زهر مارشد
به اصلاح
..
دوتا برداشت از این بیت میشه
یه معنی مچل اگه به معنی تنقلات درنظر بگیریم.
که به جای اینکه بعد از مصرف مواد ، مچل گیرش بیاد
بدتر یه شهاب اومده افتاده تو اجاقش یا تو سرش.
یعنی همون بخت بدی که در بیت قبلی ازش یاد میکنه.
مچل به معنی تنقلات بعد از مصرف تریاک
که مراعات النظیرند مچل و اجاق در این صورت
..
اگه مچل رو به معنی
مورد استهزا قرار گرفتن و دست انداختن در نظر بگیریم
اون موقع معنی اش فرق داره
یعنی اجاقم دست انداخته شد
در مقابل شهاب
یعنی داره عظمت آسمان رو میگه
نسبت به خودش و وجودش و هر چی که داره ، اجاق و اینا...
عظمت آسمان و هر چی دراون هست
یعنی عظمت ید آسمان نسبت به ید و توان و دست خودش.
اجاقم
مارو یاد ضرب المثل اجاقش کئره هم میاندازه
..
تو این شعر بیشتر ما با نمادهایی سروکار داریم
یه شعر نماد گراست
مخمل خورشید
اجاق
شهاب
عسل
پرچم
گل
مچل
شب تاریک
برگ خزان
چمن سبز
هرکدوم میتونه نمادی از یه چیز یا یه مفهوم باشه
..
وممکنه هر کس برداشت خودشو داشته باشه
..
بی تاب شدن و به دنبالش در شب تاریک خزیدن
یه تعبیر وتصویر بی نظیری بود.
....
مصراع آخر هم کارپایانی رو خوب ارائه کرده
امیدواری زیادش مثل شده در میان مردم
..
ممنون از شعر زیبا تون
پاینده باشین

بن ناسل اونوتروم سنی جان بدن دن چیک ماین جا
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط بابک_"رها" ، هما توکلی پور ، محمد محسن خادم پور
۹۵/۱۰/۲۲, (۱۱:۱۰ عصر)
ارسال: #9
RE: شهاب
سلام بسیا زیبا سرودید . موفق باشید

من آن گلبرگ مغرورم که می میرم زبی آبی
ولی با خفت و خواری پی شبنم نمی گردم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط بابک_"رها" ، محمد محسن خادم پور
۹۵/۱۰/۲۳, (۰۷:۵۸ عصر)
ارسال: #10
RE: شهاب
درود مجدد جناب خادم پور
به بنده لطف دارید ممنونم
در مورد اون بیت از توضیحتون استفاده کردم .هیچ نقصی در کار نبود و فقط قصدم یادگیری بیشتر بود
بسیار ممنونم


فکر کردن به تو یعنی غزلی شورانگیز
که همین شوق، مرا خوب ترینم! کافیست

یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط آرزو حاجی خانی ، محمد محسن خادم پور ، بابک_"رها"
۹۵/۱۰/۲۳, (۱۰:۱۴ عصر) (آخرین ویرایش در این ارسال: ۹۵/۱۰/۲۳ (۱۰:۱۹ عصر)، توسط محمد محسن خادم پور.)
ارسال: #11
RE: شهاب
سلام دختر عزیزم

بازهم به زیبائی این سروده را کالبد شکافی کردید

البته نقص ها را با بزرگواری نادیده گرفتید

پیشنهادتون جالب است ، اصلاح کردم

ممنونم که در این روزهای کسادی انجمن ها هنوز هستید و بودنتان مفید است

زنده باشید

سلام غزل عزیز

ممنونم از حضور و لطفتان

زنده باشید

سلام خانم توکلی پور عزیز

دوباره به زحمت افتادید

ممنونم

چون نمی بینم جهان را اعتبار
خط نوشتم تا بماند یادگار
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط آرزو حاجی خانی ، هما توکلی پور ، بابک_"رها"
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

در گوگل محبوب کنید :