logo-samandehi

    قوانین انجمن:
  • سرقت ادبی ممنوع
  • هر شاعر می تواند هر هفته یک شعر درج نماید. اشعار در پایان هفته توسط مدیران بررسی و تایید می گردد.
  • از ارسال تاپیک و کامنت موهن جداً خودداری نمایید و از نقد غیر تخصصی و احساسی بپرهیزید.
  • به جای درج پاسخ های کوتاهی مانند «زیبا بود» ، از گزینه ی «تشکر» استفاده نمایید.


ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مشکوک
۹۵/۱۰/۱۷, (۰۹:۳۳ صبح)
ارسال: #1
مشکوک
مشکوک بودی از کنار من که رد شدی

شاید تونیز دل شکستن را بلد شدی

در دادگاه عشق از تو شکوه کرده ام

شاید به حکم عشق محکوم ابد شدی

پنهان نکن که عشق را پنهان نمی توان

ای خوب من چه کرده ام بامن تو بد شدی

یادش بخیر امتحان عشق هم گذشت

گفتی به ناز امتحان عشق صد شدی

با اشتیاق آمدم راهم زدی چرا

من آمدم بسوی اما تو سد شدی

گفتی به من که تا ابد یار منی ولی

با ناز از کنار من بی حرف رد شدی
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط sakinh ، آرزو حاجی خانی ، بابک_"رها" ، مسكين ، هما توکلی پور ، S.Hosseinzade ، لیلا نقشبندی
۹۵/۱۰/۱۷, (۰۱:۳۷ عصر)
ارسال: #2
RE: مشکوک
سلام
زیبا بود این سطرها ...

من آمدم بسوی اما تو سد شدی

گفتی به من که تا ابد یار منی ولی

با ناز از کنار من بی حرف رد شدی

موفق باشین
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمود صابری ، آرزو حاجی خانی ، بابک_"رها"
۹۵/۱۰/۱۷, (۰۳:۰۵ عصر)
ارسال: #3
RE: مشکوک
سلام،
از اینکه شعرم را خوندید ممنون.
اینکه خوب بوده لطف شماست.
گاهی انسان از دل می نویسه.
من انقدر که راحتم از نوشتن بسیار سخت حرف می زنم.
دستم در نوشتن بازه.
بازهم ممنون.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط آرزو حاجی خانی ، بابک_"رها"
۹۵/۱۰/۱۷, (۰۶:۴۹ عصر) (آخرین ویرایش در این ارسال: ۹۵/۱۰/۱۹ (۱۲:۲۵ صبح)، توسط آرزو حاجی خانی.)
ارسال: #4
RE: مشکوک
سلام

شعر زیبایی بود
با محتوای خوب
...
با اجازه نظرمو بگم اگه مشکلی
یاایرادی
در نظرم بود
توضیح بفرمایید ممنون میشم.
....

مشکوک بودی از کنار من که رد شدی

شاید تونیز دل شکستن را بلد شدی



...
شروع شعر با مشکوک هستس
شروع شعر باید برای خواننده جذاب باشه
شاعر میگه
مشکوکی
اما در ادامه نمیگه
چرا مشکوکی
یه جور این واژه در اینجا حس غریبگی داره
نمیشه همپوشانی اش کرد با واژه های دیگه
ازلحاظ معنایی منظورمه.
میشه مصراع اخر رو اول میاوردید

با ناز از کنار من بی حرف رد شدی
ردمطلع هم میشد.
الان اگه همین مصراع رو به نثر بنویسیم اینطوری میشه
ازکنارمن که رد شدی ، مشکوک بودی.
یعنی چطوری رد میشده که مشکوک به نظر اومده؟
ایا مشکوک بودن کسی رو از روی رد شدنش میشه تشخیص داد.
مثلا یه کسی یه رفتاری انجام میده
میگیم چقدر مشکوکه
اینکه میگم مشکوک بودن مخاطب اینجا غریبه
منظور همینه که
این مشکوک بودن مخاطب
بسط داده نشده
یه عبارتی که ارتباطش قطعه با
عبارتهای دیگه .
اما مصراع آخر خوبه
باناز از کنار من بی حرف رد شدی
یه کسی که از کنار کسی
باناز و بی حرف رد شده
خیلی واضح و روشنه
......

در دادگاه عشق از تو شکوه کرده ام

شاید به حکم عشق محکوم ابد شدی


..
این بیت خیلی خوب بود
مصراع زوج برای عشق صنعت تشخص داره

این بیت صور خیالش نسبت به بقیه ی بیتها بهتره
اما در کل شعر
میتونیم بگیم که صور خیال خیلی ضعیفه
اگه وزن شعرو برداریم
حرفای ساده و معمولی میمونه
...
اما با وجود این شعر خیلی زیباست و
وویژگیهای خوبی هم داره
همینکه محتوای یکدستی داره خیلی خوبه
وزن شعر
مستفعلن مفاعلن مستفعلن فعل
هرچند بیشتر
مفاعل
دیدم مینویسند.
...


پنهان نکن که عشق را پنهان نمی توان

ای خوب من چه کرده ام بامن تو بد شدی

...
تو در مصرع دوم
حشو محسوب میشه

پنهان نمیشود
به بجای پنهان نمی توان
امروزی تره
...

یادش بخیر امتحان عشق هم گذشت

گفتی به ناز امتحان عشق صد شدی


...
در مصراع دوم
در امتحان عشق صد شدی
حرف اضافه ی /در/ نیومده
از لحاظ دستوری مشکل داره
...

با اشتیاق آمدم راهم زدی چرا

من آمدم بسوی اما تو سد شدی

بعد از بسوی
یه/ تو/
جاافتاده
بعد از راهم
رای مفعولی لازمه


گفتی به من که تا ابد یار منی ولی

با ناز از کنار من بی حرف رد شدی


این بیت هم زیباست
همونطور که گفتم
در کل
شعر از لحاظ صور خیال قوی نیست
ونیز شعر نشون دهنده ی اینه که
لازمه که دامنه ی لغاتتون رو افزایش بدید.

اینکه می فرمایید
حرفتون رو راحت میزنید این خیلی خوبه

موفق باشین
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط *بیداد* ، محمود صابری ، لیلا نقشبندی
۹۵/۱۰/۱۷, (۰۷:۱۷ عصر)
ارسال: #5
RE: مشکوک
سلام
از دقتتون ممنون
حتما موارد گفته شده رو لحاظ می کنم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط بابک_"رها" ، آرزو حاجی خانی
۹۵/۱۰/۱۷, (۱۱:۵۵ عصر)
ارسال: #6
RE: مشکوک
سلام جناب صابری
بهره بردم از محتوای خوبِ کارتون.

از نکاتی که خانم حاجی خانی فرمایش کردند استفاده بردم.
و مخصوصا با اینکه کارِتون با مصرع آخر شروع بشه بهتر میشد، مواففقم.

ببخشید شاید نظر شخصی باشه.

پیروز باشید.

چه کند سود که من نغمه گر عشق شوم
خدایا سببی ساز که عاشق بشوم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمود صابری ، آرزو حاجی خانی
۹۵/۱۰/۱۸, (۱۲:۳۳ صبح)
ارسال: #7
RE: مشکوک
سلام

منم با نظر ایشون موافقم .
اصولا شعر از نظر من باید نزد استادان فن سیقل بخوره تا به دل بنشینه.
ضمنا من با روی گشاده نظر همه استاد ان خودم رو در این هنر می پذیرم.
من با توجه به تحصیلات و کارم نزد استادان ( همه شما خوبان )شاگردی می کنم.
به این شاگردی هم افتخار می کنم.
از شما همه دوستان ممنون.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط بابک_"رها" ، آرزو حاجی خانی
۹۵/۱۰/۲۰, (۰۱:۳۲ صبح)
ارسال: #8
RE: مشکوک
سلام جناب صابری
شعر خوبی خوندم دوستان هم به نکات خوبی اشاره کردند
در کل مشخص نشد که چرا معشوق عاشق رو ترک کرده و این علامت سوال تا آخر برای خواننده موند
این خیلی خوبه که دلی مینویسید شعرهای جوششی اغلب دلنشین هستند امیدوارم در امر سرودن روز به روز بیشتر پیشرفت کنید
سپاس از اشتراک احساستون



عشق دانشکده ی تجربه ی انسانهاست
گر چه چندیست پر از طفل دبستان شده است

غلامرضا طریقی

یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط بابک_"رها" ، محمود صابری
۹۵/۱۰/۲۳, (۰۹:۲۰ عصر)
ارسال: #9
RE: مشکوک
undefined

یک غزل آورده ام , یک بوسه جایش میدهی؟
بوسه ای کشدار و شیرین در بهایش میدهی
امیرحسین مقدم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

در گوگل محبوب کنید :