logo-samandehi

    قوانین انجمن:
  • سرقت ادبی ممنوع
  • هر شاعر می تواند هر هفته یک شعر درج نماید. اشعار در پایان هفته توسط مدیران بررسی و تایید می گردد.
  • از ارسال تاپیک و کامنت موهن جداً خودداری نمایید و از نقد غیر تخصصی و احساسی بپرهیزید.
  • به جای درج پاسخ های کوتاهی مانند «زیبا بود» ، از گزینه ی «تشکر» استفاده نمایید.


آخرین موضوع ها: --- تبریک سال نو --- انتشار مجموعه غزل «نشسته در ته فنجان» اثر سید مهدی حسینی( مسافر) --- دعوت به همکاری در مدیریت --- آغاز فعالیت کانال تلگرام انجمن شاعران جوان --- آغاز فعالیت صفحه ی رسمی اینستگرام انجمن شاعران جوان --- ثبت اشعار اعضای انجمن در سامانه ثبت وزارت ارشاد --- جلسه حضوری کارگاه تخصصی غزلترانه --- گزارش دومین عصر شعر ۳۱ تیرماه ۹۵ --- مسابقه فیلم نامه نویسی ---

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امتیازات: 3.33
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
(5)درس سوم : واژگان در شعر تركی
۹۲/۵/۲۸, (۰۲:۱۰ عصر) (آخرین ویرایش در این ارسال: ۹۲/۶/۱۹ (۰۱:۱۳ عصر)، توسط طاهر تبريزی.)
ارسال: #1
(5)درس سوم : واژگان در شعر تركی
هر سبك و قالب شعري،با مجموعه خاص همان سبك و قالب واژگان همراه است.
مثلاً در شعر كلاسيك فارسي با درون مايه عرفاني، دسته واژگان زير بسيار پركاربرد هستند:
پروانه،شمع،آفتاب،شمس،ماه، ساقي،شراب،مي و ...

چنانچه عرفان وارد شعر فارسي شود ،ورود برخي لغات مشخص به چنين اشعاري اجتناب ناپذير است،چراكه اسلام،از تمدن عرب برخاسته و بي شك پديداري شعر عرفاني كلاسيك در ادبيات فارسي ، با ورود همزمان لغات و حتي سبك هاي صنعت شعر عربي يا اسلامي در شعر فارسي همراه خواهد بود.اين تركيبات ممكن است به طور گسسته در ابيات و اشعار ظهور پيدا كند ممكن است به صورت يكجا در لابه لاي اشعار گنجانده شود(تلميح).
دسته كلمات عرفاني - ديني عربي وارد شده در فارسي :
آدم،دين،جان،عيسي،مسيح،جلال،روح،زكات،ظهور،عرف،فنا،وصل و...
ممكن است يك شعر كلاسيك درون مايه فلسفي،صوفي گري،حروفي و امثالهم داشته باشد كه علاوه بر موارد مذكور ، پاي دسته لغات مرتبط هركدام در زبان شعر مفروض باز خواهد شد.

واژگان پر كاربرد در شعر عروضي تركي


زبان تركي نيز از قاعده فوق مستثني نيست ، سبك،قالب و شيوه هاي متفاوت ،واژگان پركاربرد شعر تركي را بخوبي دسته بندي كرده است.

الف : لغات عاريت گرفته شده از زبان هاي بيگانه

1.ورود سبكي خاص از يك تمدن متفاوت : اگرچه برخي محققان صنعت عروضي فارسي و تركي را متقدم تر از صنعت عروضي عربي مي دانند اما واقعيت اينست كه آنچه كه امروزه بنام شعر عروضي فارسي يا تركي كاربرد دارد از قوانين همان شعر عروضي عربي تبعيت مي كند.در چنين شرايطي شعراي فارس يا ترك ،بنا بر مطالعه آثار همتايان عربي خود جهت آشنايي با اين سبك ناخوداگاه،لغات عربي بسياري در شعر خود وارد مي سازند.

2.تداخل دو فرهنگ،چند زبانه بودن شعرا و تقليد از بزرگان : شما زماني مي توانيد بزرگان تمدن هاي همسايه را بشناسيد كه با زبان آن تمدن آشنا باشيد،در مورد تمدن فارس و ترك،اين مسأله يكسويي بوده است،بر اين اساس اكثراً اين شعراي ترك بودند كه از برخي بزرگان شعر فارسي تقليد كرده اند،چرا كه شعراي فارس،زبان تركي نمي دانستند.حتي اگر سبكي از شعر تركي وارد شعر فارسي شده توسط همين تركان صورت گرفته است مثلاً سبك و سياق تمثيلي(طرز نو-هندي) از طريق ديوان هاي فارسي نظامي - نوايي-فضولي -صائب ،وارد شعر فارسي گشته است.

3.ساختار زبان : مسأله كوتاه واك بودن زبان تركي سبب پركاربرد بودن كلماتي از سري زبانهاي با واك هاي كشيده در شعر عروضي تركي است. به عنوان مثال چنانچه در مواردي نياز به واك كشيده احساس مي شود بايد اين واك كشيده بهمراه يك لغت فارسي يا عربي وارد شعر عروضي تركي شود.
مثل : ساقي،آزاد،شراب و...

4. ساير موارد : نظير همسايگي استاتيك دو تمدن و تبادل لغات في مابين يا تحريف يك طرفه به واسطه سلطه گري يا استعمار.

ب: لغات پركاربرد تركي در شعر كلاسيك عروضي تركي


اگرچه كتب دستور زبان در هزاره قبل و يا قبل تر به صورت كنوني تدوين شده نبود اما با اين حال خواص ، در رعايت اصول آن بسيار وسواس نشان داده اند. به عنوان مثال رعايت دستور زبان تركي و حفظ اشكال صحيح لغات تركي در شعر فضولي و نسيمي برجسته است.
بكارگيري صورتهاي كلاسيك و فرمهاي باستاني ضماير و يا تغيير ماهرانه حروفات عاريت گرفته شده از ساير زبانها در ديوان اين شعرا بچشم مي خورد.در واقع ديوان اشعار تركي شعرايي نظير نسيمي يا فضولي علاوه بر زيبايي هاي ادبي،خود به نوعي در حكم كتب آموزشي براي استفاده متأخران نگاريده شده است.
گاهي استفاده از صورت هاي باستاني ضماير براي تطابق و حفظ وزن عروضي شعر بوده است.به عنوان مثال:

Ol يا Şol به جاي O (او،آن=ضمير سوم شخص مفرد منفصل.ضمير اشاره اي)
Kim به جاي Ki (حرف موصولي عاريت گرفته شده از فارسي،كه)
Bən به جاي Mən ( در دستور زبان امروزي تركي به اشتباه،"من" بكار گرفته مي شود)
بكارگيري فرمهاي سؤالي و پسوندهاي سؤالي ساز mi,mı,mü,mu (امروزه در زبان محاوره آذربايجان،اين پسوندها از انتهاي واژه به اشتباه حذف مي شود)

سنسن اوْل نۇری کی آدم بَينَ ماء و طین ایکن،
اوْل زامان ابناء قێلێردێن،جۆمله‌‌يه سنسن بینا.

بيت فوق از نسيمي تقريباً مثالي كامل از موارد شرح داده شده، در بردارنده همه موارد فوق است.
بايد دقت كرد كه در اين شعر،اوْل ؛ صورت كلاسيك ضمير اشاره اي و ضمير منفصل سوم شخص مفرد هر كدام يك بار بكار گرفته شده است.
حرف موصولي كي ، از زبان فارسي وارد اين بيت شده است.
نۇر،آدم،ابناء ؛ لغات عرفاني و ديني وارد شده در شعر.
بَينَ ماء و طین ؛اگرچه تلميح نيست اما يك شبه جمله كامل عربي در لابه لاي اين شعر به زبان تركي آذربايجاني جاي داده شده است.
همچنين دو واژه پركاربرد باستاني تركي نيز علاوه بر موراد شرح داده شده در اين بيت آمده است؛ایکن،قێلێردێن

شايد يك منتقد ناآگاه در وهله اول اين نوع بكارگيري كلمات در شعر تركي را يك ايراد در شاعر يا زبان تركي بداند،اما چنانچه قصد داريد شعري به سبك و سياقي ناخوشايند به ساختار يك زبان بسراييد و يا شعرتان تأثير بردار از فرهنگ و تمدن همسايگان باشد،اين موارد اجتناب ناپذير است.اين مسأله ،عجز نيست،توان است.
به طور دقيق در شعر فارسي نيز نمود دارد، با اين تفاوت كه در آن،خيل واژگان عربي و تركي رسوخ كرده است، در زبان شعر،بايد افراط و تند روي را كنار گذاشت.زماني كه شاعري نظير نسيمي 3 زبانه است! او هنگام سرايش شعر، 3 زبان را واحد و يگانه مفروض مي پندارد. از نظر او فرقي ميان ماء ، سو و آب وجود ندارد،اين تفكر عيناً در اشعار نسيمي نيز آورده شده است.از نظر شاعر، مهم اينست كه كدام،كي و چگونه بكار رود؟براي حفظ ساختمان فني شعر(عروض) يا خلق زيبايي.
بدين ترتيب و با اين ديدگاه زيباترين اشعار نسيمي،ملمع هاي او بايد باشد كه الحق و الانصاف ملمع هاي نسيمي براي يك مخاطب سه زبانه دلنشين ترين،غني ترين و پر احساس ترين اشعار است.
   

نسيمي در جاي جاي شعر خود ،آگاهانه، فنون شعر عروضي را به مخاطب مي آموزد،بدون آنكه از زيبايي هاي شعر كاسته شود،همچنين بكارگيري صورتهاي كلاسيك جهت حفظ وزن شعر و يا بكارگيري اشكال متنوع افعال و تطابق اصوات را در ديوان اشعار خود آموزش مي دهد!

مثلاً در دو بيتي زير،كه بيشتر به شعر 11 هجايي شبيه است ،پيوسته به وزن افاعيلي شعر اشاره دارد:
   
مصرع چهارم علاوه بر يك معني مستتر و فلسفي كه دارد ، به ظاهر وزن افاعيلي اين دوبيتي را نيز به شعراي متأخر آموزش مي دهد!

برخلاف نسيمي، فضولي چگونه تصوير سازي و تمثيل سازي شعر را به شعراي متأخر مي آموزد.بر اينكه شاعر در محدوديت اوزان و ابيات محصور است دليلي نمي شود تا او همه آنچه كه در قلب و ذهن دارد را به زبان نياورد، بر اين اساس با علم بر زبان هاي عربي و فارسي و جايگاه زبان تركي در ميان ساير زبانها، دست به دامان زمانهاي پيچيده در تركي مي شود،زمان هايي كه گاهي در زبان هاي فارسي يا عربي در يك سطر نيز معادل سازي نمي شوند.

شايد يك سؤال بسيار مهم در رابطه با شعر عروضي تركي ذهن مخاطب را درگير كند،چرا گاهاً شعر عروضي تركي پر از واژگان غير تركي مي شود؟
ابتدا چنين توضيح داديم كه بر حسب نوع محتوا و درون مايه شعر ،اينكه شعر عرفاني باشد يا فلسفي،دسته كلماتي را با خود وارد شعر مي سازد.
سپس توضيح داديم كه گاهي نيز براي رعايت وزن نياز به واكه هاي كشيده است كه از زبان فارسي يا عربي عاريت گرفته ميشود واين واكه ها با واژگان فارسي يا عربي وارد شعر تركي مي شوند.اما چنانچه نياز به يك واژه باشد ممكن است همان واژه مقدمات حضور ساير واژگان از همان زبان را در شعر عروضي تركي فراهم سازد،اين تماماً يك مسأله فني است.بايد توجه كرد كه همانند ساختار، بسياري از تركيبهاي زبان هاي تركي با عربي يا فارسي متفاوت است.به طور مثال،ترتيب تركيب هاي موصوف و صفت و مضاف و مضاف اليه در تركي و فارسي برعكس است.چنانچه واژه اي از فارسي وارد شعر تركي مي شود و اين واژه در يكي از اين نقش ها ظاهر شود بايد جفت اين تركيب نيز از همان زبان انتخاب شود ، چرا كه ممكن است مضاف اليه يك واژه فارسي باشد و كلمه اي است كه درست قبل از رديف آمده است اگر مضاف را به شيوه تركي و بعد از مضاف اليه آوريم به مشكل خواهيم خورد چون كلمه بعدي ما رديف است و واژه اي ست كه مكان آن در شعر قبلا رزرو شده است!

يئتیردی باشێنێ گردۇن، آياغا باری میحنتدن،
خيالی حلقه‌‌يی گیسۇيی عنبربار يئتمزمی؟

فعل مصرع دوم،فرم سوالي دارد كه بدرستي با پسوند می سؤالي شده است.
خيال حلقه گيسوي عنبربار،اين يك تركيب اضافي ست.

اگر تركيبات اضافي حتي به فرم مضاف و مضاف اليه آورده شود، براينكه تركيب مضاف و مضاف اليه در فارسي و تركي برعكس است لذا اگر قافيه در شعر تركي ،فارسي باشد و در نقش مضاف اليه، باطبع مضاف نيز بايد فارسي باشد! چرا كه اگر تركي باشد بايد بعد از قافيه ظاهر شود كه اين عملاً غير ممكن است(چرا كه بعد از قافيه رديف مي آيد)

در اين شعر، تشبيه اضافي مصرع دوم به شيوه اي آمده است كه هر 4 كلمه قبل از رديف به همديگر متصل هستند. خيال حلقه گيسوي عنبربار
بدين ترتيب اگر ترتيب تركيباتي نظير مضاف و مضاف اليه يا موصوف و صفت در تركي و فارسي برعكس نبود،باطبع شمار واژگان فارسي يا عربي در شعر كلاسيك تركي به طور چشمگيري كاهش مي يافت.


واژگان پر كاربرد در شعر آشيق(هجا) تركي


چنانچه قالب به كل تغيير مي كند،ما با تغييرات گسترده در ساختمان شعر مواجه مي شويم.يك شعر آشيق با يك شعر عروضي تركي 180 درجه از نظر نوع بيان محتوا تفاوت دارد.دقت كنيد نه لزوماً محتوا،بلكه نوع بيان آن فرق مي كند.اگرچه نقطه اشتراكات فراواني ميتوان ميان آنها جست اما برخي واژگان تنها مختص شعر عروضي تركي و برخي ديگر منحصر به شعر آشيق تركيست.اين يك قانون نيست اما راز زيبايي و منحصر بفردي هركدام است.در بحث خود اشعار آشيق به تدريج با كلمات پركاربرد آن آشنا خواهيد شد.به هرصورت اگرچه اشعار آشيق نيز گاهاً درون مايه فلسفي -عرفاني دارند اما بيشتر موضوعات آن حول و حوش وصف طبيعت ، عاشقانه ، پند و اندرز گويي مي چرخد.در شعر آشيق به طور چشمگيري شمار واژگان غير تركي كاهش مي يابد و اين كاملاً طبيعيست چرا كه سبك شعر آشيق مختص زبان تركي ست و قدمتي چندين هزار ساله دارد.


واژگان پر كاربرد در شعر مدرن تركي


شعر مدرن تركي مي تواند كاملاً سبك آزادي باشد ،بحر طويل يا زير مجومعه اي از شعر عروضي يا آشيق تركي باشد.چيزي كه مهم است وقتي به همان اندازه محدود به وزن سازي نباشد،پس واژه اي غير تركي نتوان در آن يافت واين واقعاً يك اصل در شعر مدرن تركي بايد باشد مگر آنكه تعمدي در بكار گيري يك واژه غير تركي احساس شود.اين خود بيان گر يك موضوع بسيار مهم است و آن اينكه زبان تركي محدوديتي در واژگان ندارد بلكه همسان سازي يك سبك شعر غير تركي چنين مشكلاتي را بوجود آورده است.اينكه ما بگوييم دقيقاً چگونه واژگاني در شعر مدرن بكار مي رود سخت است اما در آينده با مثالهاي فراوان قابل درك خواهد بود.بحث مقدمات به پايان رسيد.ممكن است ابتدا يكي از سه سبك را آغاز كنيم ممكن است هر سه سبك را همزمان آموزش دهيم.

نويسندگان و شاعران جوان ترك شما را نصيحت می كنم به نوشتن به زبان غنی و غالب تركی و اگر می خواهيد به زبان ديگر بنويسيد در وهله نخست اهميت را به زبان خود دهيد كه غنا و عظمت وصف ناپذيری دارد."نوايی"

کارگاه عروض شعر ترکی
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۹۲/۵/۲۹, (۰۱:۴۹ عصر)
ارسال: #2
RE: درس سوم : واژگان در شعر تركی
براي اتمام مقدمات،ديكشنريهاي وعده داده شده در اختيار علاقه مندان قرار داده مي شود.

1.يكي از بهترين ديكشنري هاي موجود در بازار، فرهنگ لغات تركي آذربايجاني - فارسي پرويز زارع شاهمرسي مي باشد.

لينك دانلود
کد:
http://www.turuz.info/Sozluk/0333-Turk-Farsca%20sozluk%28shahmeresi%29%28tebriz%29%28kitabevi%29.pdf

2.دومين ديكشنري معتبر،فرهنگ لغات فارسي - تركي آذربايجاني از همين محقق مي باشد.

لينك دانلود
کد:
http://turuz.net/sozluk/0584-Farsca-Turkce-Sozluk%20%28Parviz%20Zare%20Shahmeresi%29%20%28Farsca-Turkce-Ebced%29%20%28Tebriz-Turuz-2013%29.pdf

3.سومين ديكشنري ،يك ديكشنري بسيار تخصصي مدرن(فارسي-تركي) از بي هادي.

لينك دانلود
کد:
http://www.turuz.info/Sozluk/0000-%2825-11-2012%29%20%28pdf%29%20Eshanlam%20Sozluk-Bey%20Hadi%20%28Turuz-Tebriz%29.pdf

4.چهارمين ديكشنري، ديكشنري جامع تركي-تركي از بي هادي.

لينك دانلود
کد:
http://www.turuz.info/Sozluk/0000-%2825-11-2012%29%20%28pdf%29%20Turuz%20Sozluyu-Turkce-Turkce%20%28Bey%20Hadi%29%20%28Turuz-Tebriz-11-2012%29.pdf

نويسندگان و شاعران جوان ترك شما را نصيحت می كنم به نوشتن به زبان غنی و غالب تركی و اگر می خواهيد به زبان ديگر بنويسيد در وهله نخست اهميت را به زبان خود دهيد كه غنا و عظمت وصف ناپذيری دارد."نوايی"

کارگاه عروض شعر ترکی
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

در گوگل محبوب کنید :